به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945 ایالات متحده آمریکا به عنوان یک ابرقدرت جهانی ظهور کرد و سیاست خارجی خود را بر مبنای گسترش نفوذ و مهار آنچه «تهدید کمونیسم» مینامید، شکل داد.
خبرگزاری تسنیم قصد دارد بهطور جامع به بررسی مداخلات نظامی و مخفی آمریکا در کشورهای مختلف جهان بعد از جنگ جهانی دوم بپردازد، این مداخلات، که شامل کودتاها، عملیاتهای مخفی سیا، حمایت از رژیمهای دیکتاتوری، و جنگهای نیابتی بود پیامدهای عمیقی بر سیاست، اقتصاد و حقوق بشر در کشورهای هدف داشته است.
این اقدامات معمولاً تحت پوشش مبارزه با کمونیسم انجام میشدند، اما در واقع، هدف اصلی آنها جلوگیری از شکلگیری دولتهایی بود که مسیر توسعهای مستقل از سیاستهای خارجی آمریکا را دنبال میکردند.
در قسمت بیست و دوم این گزارش به بررسی مداخله آمریکا در پرو در دهه 1960 پرداختهایم.
رویای آمریکایی در پرو؛ از اسناد جعلی تا بمبهای ناپالم
در سالهای آغازین دهه 1960 میلادی، در حالی که جهان در تب و تاب جنگ سرد میسوخت، کشور پرو به صحنه یکی از موفقترین و البته فریبکارانهترین عملیاتهای سازمان سیا تبدیل شد.
ماجرای پرو در این سالها، تصویری تمامعیار از استراتژی ایالات متحده در آمریکای لاتین است: ترکیبی از جعل واقعیت برای فریب افکار عمومی و استفاده از خشونت عریان نظامی برای سرکوب جنبشهای عدالتخواه.
پرده اول: تئاتر جعل و فریب در لیما
همه چیز از یک یورش مسلحانه در هشتم نوامبر 1960 آغاز شد. گروهی از تبعیدیان کوبایی مخالف فیدل کاسترو که تحت حمایت و هدایت سیا بودند، به سفارت کوبا در «لیما» (پایتخت پرو) حمله کردند و با تهدید اسلحه، انبوهی از اسناد داخلی سفارت را ربودند. یک ماه بعد، زمانی که اسناد منتشر شد، شوک بزرگی به جامعه پرو وارد گشت. این اسناد ادعا میکردند که دولت کوبا مبالغ هنگفتی (صدها هزار دلار) به اساتید دانشگاه، رهبران کارگری و سیاستمداران پرویی پرداخت کرده تا از انقلاب کوبا حمایت کنند و مقدمات یک کودتای کمونیستی را در پرو فراهم آورند.
اما پشت این ماجرای به ظاهر افشاگرانه، حقیقتی تاریک نهفته بود. اگرچه حمله به سفارت واقعیت داشت و برخی اسناد واقعی بودند، اما مخربترین و حساسترین بخشهای این مدارک یعنی لیست اسامی و مبالغ پرداختی توسط بخش خدمات فنی سازمان سیا جعل شده بود.
سیا با مهارت تمام، نام دشمنان سیاسی خود در پرو را در این لیستهای جعلی گنجانده بود تا آنها را نزد افکار عمومی بدنام و راه را برای سرکوبشان هموار کند. این «بادآوردۀ تبلیغاتی» بلافاصله توسط رسانههای بزرگی مانند والاستریت ژورنال با لحنی هیستریک پوشش داده شد و در نهایت به هدف اصلی خود رسید: دولت پرو تحت فشار این جوسازی، روابط دیپلماتیک خود را با کوبا قطع کرد و فضای سیاسی کشور به شدت امنیتی شد.

پرده دوم: جهنم فقر در سایه عمارتهای باشکوه
برای درک اینکه چرا آمریکا تا این حد نگران نفوذ ایدههای انقلابی در پرو بود، باید به وضعیت اسفبار داخلی این کشور نگریست. پرو در آن زمان کشوری بود که در آن زیبایی خیرهکننده عمارتهای استعماری لیما، سایهای سنگین بر زاغهنشینانی انداخته بود که در میان زبالهها برای بقا میجنگیدند. نیمی از جمعیت پایتخت در محلههایی زندگی میکردند که هجوم موشها و فقر مطلق، امانشان را بریده بود.
در کوههای آند، وضعیت از این هم فاجعهبارتر بود. دهقانان بومی که بر روی زمینهای مالکان بزرگ (الیگارشی) کار میکردند، روزانه تنها 4 سنت دستمزد میگرفتند. آنها برای فراموش کردن درد گرسنگی و تحمل کار طاقتفرسا از طلوع تا غروب آفتاب، به جویدن برگهای «کوکا» پناه میبردند تا اشتهایشان کور شود.
میزان کالری دریافتی این دهقانان به سختی به 500 کالری در روز میرسید؛ وضعیتی که عملاً نوعی مرگ تدریجی بود. در چنین بستری، جنبشهای دهقانی به رهبری چهرههایی چون «هوگو بلانکو» شکل گرفت که تنها خواستهشان اصلاحات ارضی و داشتن تکهای زمین برای سیر کردن شکم فرزندانشان بود. اما برای واشنگتن، هرگونه تلاش برای تغییر این ساختار ناعادلانه، «نفوذ کمونیسم» تعبیر میشد که باید در نطفه خفه میگشت.

بلانکو؛ چهره کلیدی اعتراضات دهقانی که خواستار اصلاحات ارضی بود و توسط دستگاه تبلیغاتی سیا به عنوان عامل بیگانه معرفی شد
پرده سوم: ورود کلاه سبزها و مشت آهنین
تا سال 1965، جنبشهای اعتراضی دهقانی که راهی برای گفتگو نمیدیدند، به مبارزه مسلحانه در مناطق جنگلی و کوهستانی روی آوردند. اینجا بود که مداخله آمریکا از فاز جنگ روانی به فاز عملیات مستقیم نظامی تغییر شکل داد. به گفته مقامات سابق سیا، ارتش آمریکا مخفیانه یک پایگاه نظامی پیشرفته که آن را «فورت براگ کوچک» مینامیدند در دل جنگلهای پرو احداث کرد. این پایگاه مجهز به تمام امکانات ضدچریکی، از پادگانهای آموزشی تا برجهای پرش چتربازی بود.
نیروهای ویژه ارتش آمریکا (کلاه سبزها) نه تنها به آموزش افسران پرویی پرداختند، بلکه در اتاقهای جنگ، برنامهریزی حملات را بر عهده گرفتند. سیا با صرف هزینههای کلان، هلیکوپترها و تسلیحات پیشرفته را در اختیار ارتش قرار داد. روشهای سرکوب شباهت تکاندهندهای به جنایات جنگ ویتنام داشت: ارتش پرو برای نابودی مخفیگاههای چریکها، از بمبهای آتشزای «ناپالم» استفاده کرد و روستاهایی را که گمان میرفت به شورشیان پناه دادهاند، به آتش کشید. گزارشهای هولناکی نیز از شکنجهها منتشر شد، از جمله پرتاب کردن زندانیان از هلیکوپتر در حال پرواز به اعماق جنگل، تا لرزه بر اندام هر معترضی بیندازند.

تصویری که مداخله مستقیم نظامی و آموزشی ایالات متحده (نیروهای ویژه) در سرکوب چریکهای پرو را نشان میدهد
نتیجهگیری: پیروزی به قیمت دهشت
در نهایت، ماشین نظامی مجهز آمریکا و پرو موفق شد در مدت کوتاهی جنبشهای چریکی را در هم بشکند. ایالات متحده موفق شده بود از وقوع یک «کوبای دیگر» در آمریکای لاتین جلوگیری کند، اما این پیروزی به قیمت حفظ یکی از ناعادلانهترین نظامهای اجتماعی جهان به دست آمد.
نکته تلخ تاریخ این است که بخش بزرگی از سربازانی که برای سرکوب دهقانان فرستاده میشدند، خود از طبقه دهقان بودند. ارتش برای اطمینان از اینکه سربازان به روی همولایتیهای خود شلیک میکنند، آنها را به مناطقی دور از زادگاهشان اعزام میکرد. این استراتژیِ دقیق و بیرحمانه باعث شد تا بیش از یک دهه، سکوتی مرگبار ناشی از ترس بر فضای سیاسی پرو حاکم شود؛ سکوتی که نه نشاندهنده رضایت مردم، بلکه نتیجه مستقیم دخالتهای پنهان و آشکار کشوری بود که خود را پرچمدار آزادی در جهان مینامید.
انتهای پیام/