به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مدرسه منصوریه یکی از مدارس شیراز است که در محله لب آب، در بازارچه منصوریه و در جنوب شاهچراغ (ع) قرار دارد، این مدرسه در سال 883ه. ق توسط امیر صدرالدین محمدحسین حسینی دشتکی ساخته شد و به دلیل نام فرزندش امیر غیاثالدین منصور، به منصوریه شهرت یافت.
در ابتدا تولیت این مدرسه با فرزندان امیر صدرالدین بوده است، اما پس از امیر غیاثالدین منصور که در سال 913ه. ق درگذشت و او را در همان مدرسه به خاک سپردند.
در سال 1300ه. ق تولیت این مدرسه بر عهده میرزا حسن فسایی، مؤلف فارسنامه ناصری قرار گرفت. وی پس از زلزله، بنای ویران شده را در سال 1308 مرمت کرد و عمارت قدیمی را دوباره از آجر و گچ بنا کرد.
پس از درگذشتش، او را در همین مدرسه به خاک سپردند. با رضا عیسینیا، عضو شورای علمی کنگره جهانی علامه بهابادی یزدی و مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی درباره جایگاه تمدنی مدرسه منصوریه شیراز در عصر صفوی به گفتوگو نشستیم که متن آن در ادامه میآید.
انگیزه و مسئله اصلی شما در پرداختن به مدرسه منصوریه شیراز چه بوده است؟
مسئله محوری من از این پژوهش، بازاندیشی در نحوه مواجهه با نهادهای علمی–دینی در تاریخ تشیع، بهویژه در عصر صفوی، بود. در اغلب مطالعات موجود، این نهادها یا صرفاً بهعنوان مراکز آموزشی بررسی شدهاند یا در حد بناهایی تاریخی و معماری تقلیل یافتهاند؛ در حالی که در واقع، مدارس دینی نقشی بنیادین در اقامه دین، تثبیت هویت شیعی و حتی بازتولید نظم تمدنی اسلامی داشتهاند.
مدرسه منصوریه شیراز نمونهای ممتاز از این نهادهاست که ظرفیت تمدنی آن، علیرغم اهمیت تاریخیاش، تاکنون آنگونه که شایسته است، بهصورت تحلیلی واکاوی نشده بود.
پرسش محوری پژوهش شما دقیقاً چه بوده است؟
پرسش اصلی این پژوهش آن بود که مدرسه منصوریه شیراز چگونه در عصر صفوی، فراتر از یک مرکز آموزشی، به الگویی کارآمد برای اقامه دین، حفظ علوم اسلامی و مشارکت در فرآیند تمدنسازی اسلامی–شیعی تبدیل شد؟
برای پاسخ دقیقتر، این پرسش به سه محور تحلیلی تقسیم شد: نقش مدرسه در اقامه دین، جایگاه آن در صیانت و انتقال میراث علمی شیعه، و کارکرد تمدنی آن در نسبت با دولت و جامعه صفوی.
برای تحلیل این مسئله، از چه چارچوب نظری استفاده کردهاید؟
در این پژوهش، از یک چارچوب نظری تلفیقی بهره بردم. محور نخست، نظریه «وظایف ذاتی حوزههای علمیه» در سنت فکری شیعه است که بر سه کارکرد بنیادین فهم دین، ترویج دین و تحکیم دین تأکید دارد.
محور دوم، رویکرد «مدرسه بهمثابه مرکز تمدنی» است که مدرسه را نه یک نهاد صرفاً آموزشی، بلکه یک هستهی زنده فرهنگی–اجتماعی میداند که در تعامل مستمر با ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به تولید هویت، معنا و نخبگان دینی میپردازد.
از منظر تاریخی، چرا شیراز و چرا مدرسه منصوریه برای این مطالعه انتخاب شد؟
شیراز از دیرباز یکی از کانونهای اصلی علم و فرهنگ در ایران اسلامی، بهویژه در حوزه علوم عقلی، بوده است. با این حال، در آستانه استقرار دولت صفوی، جریان غالب فکری در این شهر، سنّی شافعی بود.
تأسیس مدرسه منصوریه توسط امیر غیاثالدین منصور دشتکی در چنین فضایی، اقدامی صرفاً آموزشی یا عمرانی نبود، بلکه کنشی راهبردی برای تقویت تشیع امامی و احیای عقلانیت شیعی در یکی از مهمترین مراکز علمی ایران محسوب میشد. استمرار و شکوفایی این مدرسه در عصر صفوی نیز بر اهمیت آن افزود.
نقش منصور دشتکی در تأسیس مدرسه چیست؟
امیر غیاثالدین منصور دشتکی شخصیتی چندبعدی و کمنظیر است؛ او همزمان فیلسوف، متکلم، فقیه و رجل سیاسی بود. همین همنشینی علم و سیاست در شخصیت او باعث شد مدرسهای را بنا نهد که از آغاز، دارای افق تمدنی باشد.
منصوریه صرفاً برای تدریس متون درسی تأسیس نشد، بلکه مکانی برای مناظرههای فکری، پاسخ به شبهات اعتقادی و تربیت عالمان شیعیِ اثرگذار در عرصه اجتماع و قدرت بود.
وقفنامه مدرسه منصوریه چه جایگاهی در پژوهش شما دارد؟
وقفنامه را میتوان قلب تپنده این پژوهش دانست. این سند، تنها یک متن حقوقی نیست، بلکه بیانگر یک چشمانداز تمدنی روشن است. در آن سه مؤلفه اساسی دیده میشود:
نخست، تأمین استقلال مالی پایدار از طریق موقوفات گسترده.
دوم، تأکید صریح بر جامعیت علمی و آموزش توأمان علوم نقلی و عقلی و سوم، شرط سپردن تولیت مدرسه به اعلم علمای امامیه.
مجموع این موارد نشان میدهد که مدرسه منصوریه از ابتدا با نگاه راهبردی و بلندمدت طراحی شده بود.
مدرسه منصوریه چگونه در فرآیند «اقامه دین» نقشآفرینی میکرد؟
این نقشآفرینی در هر سه سطح قابل مشاهده است: در سطح فهم دین، با ارائه برنامه درسی عقلگرا و حضور نخبگانی مانند ملا عبدالله یزدی، که منصوریه را به یکی از مراکز برجسته علوم عقلی تبدیل کردند.
در سطح ترویج دین، از طریق برگزاری مراسم مذهبی، خطابههای عمومی و تربیت و اعزام مبلغان دینی به مناطق مختلف فارس؛ و در سطح تحکیم دین، با ایفای نقش مرجعیت فتوایی و قضایی و نظارت بر حیات دینی و اجتماعی شهر.
نقش ملا عبدالله یزدی در جایگاه علمی مدرسه تا چه اندازه تعیینکننده بود؟
نقش او کاملاً محوری بود. ملا عبدالله یزدی با تدریس منطق و اصول فقه، فلسفه، کلام و تفسیر و فقه در سطوح عالی، منصوریه را به یکی از مهمترین پایگاههای علوم عقلی در ایران تبدیل کرد. اثر مشهور او، حاشیه بر تهذیب المنطق، که در همین فضا شکل گرفت، برای قرنها متن درسی حوزههای علمیه شیعه بود و نشان میدهد که این مدرسه در تولید علم، نه صرفاً انتقال آن، نقش فعالی داشته است.
مدرسه منصوریه چه کارکردی در حفظ و صیانت از علوم اسلامی داشت؟
منصوریه را میتوان یک کانون صیانت علمی دانست. وجود کتابخانهای غنی، نظام فعال نسخهبرداری، و نظام اجازهنامههای علمی، موجب تداوم زنجیره انتقال دانش شد. افزون بر این، در دورهای که جریان اخباریگری در حال گسترش بود، مدرسه منصوریه به یکی از پایگاههای اصلی دفاع از عقلانیت شیعی تبدیل شد.
اگر بخواهیم نقش تمدنی مدرسه منصوریه را در یک شاخص اصلی خلاصه کنیم، آن شاخص چیست؟
مهمترین شاخص، تربیت «انسانِ تمدنساز» است. فارغالتحصیلان این مدرسه بهعنوان قاضی، شیخالاسلام و مدرس در ساختار علمی و اداری دولت صفوی ایفای نقش کردند. افزون بر این، منصوریه بهعنوان یک گره فعال در شبکه علمی تشیع، از شیراز تا اصفهان و عتبات، نقش ارتباطی مؤثری داشت و حتی معماری آن نیز بخشی از هویت بصری تمدن شیعی را بازنمایی میکرد.
در نهایت، الگوی مدرسه منصوریه چه پیامی برای نهادهای علمی–دینی معاصر دارد؟
تجربه مدرسه منصوریه نشان میدهد که نهاد علمی–دینی موفق باید دارای چشمانداز تمدنی روشن، استقلال مالی پایدار، جامعیت علمی در پیوند علوم نقلی و عقلی، و حضوری فعال در متن جامعه باشد. این مدرسه به ما میآموزد که حتی یک نهاد محلی، اگر بر پایه طراحی هوشمندانه و نخبگانی شکل گیرد، میتواند به یک کانون تمدنساز پایدار تبدیل شود.
انتهای پیام/424