خبرگزاری تسنیم: فاطمه مرادزاده ـ سال نو میلادی آغاز شده و جمع مسیحیان را در خانهها و کلیساها و محافل عمومی جمعتر کرده است؛ جمعی که به یمن قصههای تاریخی و کریسمسی پررونقتر میشود.
قصه تولد معجزهآسای نوزادی از مریم باکره و پاکدامن که خداوند او و فرزندش را برگزید، یکی از همین قصههاست که مسیحیان این روزها چه در خانه کنار شومینه و درخت کاج تزیینشده، دور هم جمع بشوند و چه برای تبرک جستن و انجام آیین مذهبی به کنج کلیسا پناه ببرند، حتما دوباره آن را میشنوند.
حتما پدر و مادرهای مسیحی یا کشیشهای کلیساها هنگام تعریف قصه نوزاد مبارک مریم (ع) به اینجا میرسند که: « ... فرشته الهی در برابر مریم ظاهر شد و نوید فرزندی را به او داد... وقتی درد زایمان جسم مریم را مچاله کرد، نگران و مضطرب از حرف مردم، از شهر خارج شد و در نقطهای دور، زیر درخت خرما، پسر آسمانی و زیبایش را به دنیا آورد؛ پسری که از همان ابتدا با معجزه کلام آمد و با زبان شیرینش از نبوت خود گفت و برکتی که تا ابد همراه اوست...»
و حتما جوانان و نوجوانانی که گوششان را برای شنیدن جزئیات این حکایت جذاب تیز کردهاند، میپرسند که آن نقطه دور؛ زادگاه عیسای نبی، کجاست و اکنون چه حال و روزی دارد؟... حتما دلشان میخواهد با طیب خاطر به آن مکانِ پربرکت سفر کنند و زنگار دلشان را با نور آن مکان جلا بدهند...
اما زادگاه مبارک عیسی (ع) کجاست و حضرت مریم نوزاد خود را در چه سرزمینی به دنیا آورد؟
سرزمین متبرکی که مسیح (ع) در آن به دنیا آمد
حقیقت آن است که درباره مکان تولد حضرت عیسی(ع) سند معتبری بر جای نمانده، کمااینکه قران کریم که به تفصیل به ماجرای ولادت این پیامبر در آیات 16 تا 36 سوره مریم پرداخته، درخصوص محل تولد در آیه 22 فقط به «مکانی دور» اشاره کرده است: « پس [مریم] به او [عیسى] آبستن شد و با او به مکان دورافتادهاى پناه جست/ فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکَانًا قَصِیًّا».
اما مسیحیان با تکیه بر آنچه در کتاب مقدس آمده است، بیت لحم را محل تولد عیسای نبی میدانند. شهری باستانی که گفته میشود حدود 2 هزار سال پیش از میلاد توسط کنعانیان ایجاد شده است. البته در آن زمان روستایی حاصلخیز با مزارع گندم فراوان و محاصره شده با درههای عمیق بوده است. خطهای شناخته شده در عهد عتیق که گفته شده حضرت داوود(ع)، در آنجا متولد شده و حضرت یعقوب در مسیر خود به شهر الخلیل (هبرون) به آن وارد شده و همسرش راحیل را که در آنجا در گذشته، به خاک سپرده است؛ در مکانی که امروزه به عنوان مقبره راحیل شناخته میشود.

در یک روایت شیعی هم (بحارالأنوار: 14/ 208)، محل تولد حضرت عیسی(ع) بیت لحم عنوان شده است؛ روایتی که هشام بن سالم آن را از امام صادق(ع) نقل کرده است: «رسول اکرم(ص) در خلال سخنان خود در وصف معراج بیان داشتند: جبرئیل به من گفت فرود آی و نماز بهپا دار. من نیز همان کار را انجام دادم. سپس جبرئیل گفت: أَ تَدْرِی أَیْنَ صَلَّیْتَ ؟ (آیا میدانی در کجا نماز خواندی؟) پاسخ دادم: نه. جبرئیل گفت: «صَلَّیْتَ فِی بَیْتِ لَحْمٍ، وَ بَیْتُ لَحْمٍ بِنَاحِیَهِ بَیْتِالْمَقْدِسِ حَیْثُ وُلِدَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَم َ(ع)» (در بیت لحم نماز خواندی و بیت لحم در ناحیه بیتالمقدس است، جایی که عیسی مسیح (ع) متولد شد).
اعتقادی هم وجود دارد که میگوید نام این شهر از «لحمو»، (خدای کنعانی برکت و باروری) گرفته شده است. بیت لحم یک نام باستانی دیگری هم به نام «افرات یا افراتا» داشته که کلمهای آرامی به معنای باروری و میوه است.
این شهر اما از حدود سال 330 میلادی مورد توجه قرار گرفت؛ زمانی که مسیحیت به عنوان دین رسمی امپراتوری روم اعلام شده بود و ملکه هلنا ( مادر امپراتور کنستانتین اول) از پسرش خواست تا در محلی که گفته میشد محل تولد حضرت عیسی است، کلیسایی بسازد. کنستانتین گوش به امر مادر داد و کلیسایی با نام مهد (کلیسای میلاد مسیح) ساخت که مقدسترین کلیسای مسیحیان در جهان است و در گذر تاریخ و با وجود حوادث و تخریبهای بسیار، همچنان تا به امروز سالم مانده است.

اما بیت لحم امروز دقیقا کجاست؟
شهر بیت لحم، مرکز استان بیت لحم در جنوب کرانه باختری، در شمال استان الخلیل و در ارتفاعات جنوب شهر بیتالمقدس ( و در 10 کیلومتری آن) واقع شده است.
استان بیت لحم حدود 12 درصد از کرانه باختری را به خود اختصاص داده و با باغهای سرسبز و درختان زیتون احاطه شده است. این استان 45 مرکز جمعیتی فلسطینی از جمله 3 اردوگاه پناهندگان دارد که در میان این 45 شهر و روستا، روستای الولجه به دلیل انتشار گزارشهای متعدد در رسانههای مختلف از درخت زیتون 5 هزار سالهاش، معروفتر است.
اقتصاد بیت لحم/ صنعت گردشگری در صدر جدول
وجود کلیسای مهد (زادگاه حضرت عیسی) به عنوان یکی از قدیمیترین کلیساهای جهان، بیت لحم را به یکی از شهرهای مقدس و زیارتگاههای مهم مسیحیان در جهان تبدیل کرده است. مسیحیان در طول سال و بهویژه ایام کریسمس و میلاد حضرت عیسی برای زیارت به بیت لحم سفر میکنند. این سفرها صنعت گردشگری را در بیت لحم رونق داده و پایههای اقتصاد آن را بر مبنای گردشگری استوار کرده است. بیش از 30 هتل در استان بیت لحم احداث شده و صنایع مرتبط با گردشگری از جمله صنایع دستی ( منبتکاری روی چوب درخت زیتون، منبتکاری با مروارید، مسگری و گلدوزی) شکل گرفته که مصنوعات آنها در بازارهای محلی و خارجی به فروش میرسد.
البته گردشگری بیت لحم در دو سال جنگ غزه ( اکتبر 2023 تا چند ماه پیش)، به دلیل عدم ورود زائران مسیحی به فلسطین اشغالی، در رکود کامل بود و حتی جشنهای مخصوص کلیسای مهد به اجرا در نمیآمد.
بیت لحم یک استان صنعتی هم هست و با وجود صنایع متعددی از جمله نساجی، پس از نابلس، دومین استان صنعتی فلسطین به شمار میرود.
کشاورزی پس از گردشگری، دومین اقتصاد استان بیت لحم را شکل میدهد و محصولاتی چون زیتون، انگور، بادام و صیفیجات و غلاتی چون گندم و جو و برخی حبوبات در این استان کشت میشوند.
علاوه بر مسیحیان جهان، اعراب هم به بیت لحم توجه ویژهای دارند، آنچنان که شهر بیت لحم در سال 2020 به عنوان پایتخت فرهنگی اعراب برگزیده شد.

وقتی پای مغولهای صهیون به زادگاه مسیح (ع) رسید
بیت لحم به همراه بقیه فلسطین، در طول تاریخ بارها مورد تهاجم قرار گرفته و فتح شده است. آشوریها، بابلیها، ایرانیان، یونانیها، رومیها، بیزانسیها، اعراب مسلمان، صلیبیون و عثمانیها این سرزمین را در دورههای مختلف فتح و اشغال کردند. در دورههایی فتحِ بیت لحم همراه با تخریب و ویرانی کامل بود. به طور مثال در سال 1099 پس از ورود ارتش صلیبی به رهبری تانکرد، این شهر ـ که زیر سایه دولت فاطمی (952-1094 میلادی) دوران امن و آزاد و پررونقی را تجربه میکرد ـ به اشغال صلیبیها در آمد و سوزانده و ویران شد و فقط کلیسای زادگاه حضرت عیسی (کلیسای مهد) آسیبی ندید.
در سال 1517 و با پیروزی عثمانیها بر صلیبیون، بیت لحم تحت حکومت مسلمان عثمانی قرار گرفت و رونق صنایع از یک سو و توسعه حمل و نقل در سطح جهان از دیگر سو، این شهر را به جاذبهای مهم برای زائران مسیحی اروپایی تبدیل کرد که باعث رونق بیشتر بیت لحم شد. در دوره عثمانیها همچنین شهر و عبادتگاهها و کلیساهایش دوباره بازسازی شد و مسیحیان و مسلمانان زندگی خوبی را در کنار یکدیگر سپری میکردند. گرچه در دورهای از حکومت عثمانی، عواملی چون مالیاتهای سنگین، سربازی اجباری و بیکاری باعث مهاجرت بخشی از مردم به سایر مناطق دنیا به ویژه امریکای جنوبی شد.
سال 1917 و در طول جنگ جهانی اول، بریتانیا کنترل بیت لحم را از عثمانیها گرفت و این شهر به همراه بقیه فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا و جزوی از فلسطین شد.
30 سال بعد یعنی در سال 1947 سازمان ملل متحد قطعنامه تقسیم فلسطین به دو کشور عربی و یهودی و یک منطقه کوچک بینالمللی در بخش مرکزی را صادر کرد.
قرار بود طبق طرح تقسیم فلسطین، بیت لحم و بیت المقدس در منطقه بین المللی گنجانده شوند، اما پس از واقعه نکبت در سال 1948 ( خروج نیروهای بریتانیا از فلسطین، اجرای رسمی دو دولت عربی و اسرائیلی و آواره شدن حدود یک میلیون فلسطینی)، اردن بیت لحم را به خاک خود ضمیمه کرد (1951). کمی بعد در سال 1964 بیت لحم مرکز استان بیت لحم شد.
3 سال بعد یعنی در سال 1967 آتش جنگ ( موسوم به جنگ 6 روزه) میان رژیم اشغالگر و اعراب بالا گرفت و اشغالگران صهیون در طول این جنگ 6 روزه استان بیت لحم ( به همراه بقیه کرانه باختری) را به اشغال خود درآوردند.

آغاز ساخت شهرکهای یهودینشین در بیت لحم
از سال 1967 تا 1995 که پیمان اسلو میان یاسر عرفات به نمایندگی از فلسطین و اسحاق رابین به نمایندگی از دولت یهودی به امضا رسید ( یعنی در طول 28 سال)، اشغالگران صهیون بخش وسیعی از زمینهای استان بیت لحم را مصادره کردند و شهرکهای یهودینشین متعددی در آن ساختند.
و این سرآغاز تعرض اسرائیلیها به مناطقی بود که طبق قطعنامه سازمان ملل، به اسرائیل (دولت یهودی) تعلق نداشت. از همین زمان اعتراض اهالی بیت لحم به اشغالگران نیز آغاز شد. درواقع ساکنان بیت لحم از اولین کسانی بودند که به انتفاضه اول فلسطین پیوستند و اعتراضات، اعتصابات، پرتاب سنگ به سمت اشغالگران، از همین ایام توسط مردم منطقهای آغاز شد که بخش عمده آن مسیحی بودند.
در 21 دسامبر سال 1995 و طبق پیمان اسلو 2، اگرچه نیروهای اسرائیلی به ظاهر از بیت لحم ( و سایر مناطق کرانه باختری) عقبنشینی کردند و اختیارات مدنی و امنیتی آن را به تشکیلات خودگردان فلسطین سپردند، اما پاهای دراز اختاپوس صهیون هرگز از این منطقه جمع نشد و نه تنها بخشهایی از کرانه در چنگال صهیون باقی ماند، که به شهرکسازی در کرانه باختری و بیت لحم ادامه داد.
شاید آنچه دست اسرائیل را برای ادامه تجاوزگری و شهرکسازی در کرانه باختری باز گذاشته بود، قید واژه «موقت» در پیمان اسلو بود.
درواقع پیمان اسلو 1 که 13 دسامبر 1993 در واشینگتندیسی با حضور یاسر عرفات، اسحاق رابین و بیل کلینتون به امضا رسید، پیمانی موقت بود و فقط برای یک دوره پنج ساله اعتبار داشت. قرار بود پس از پایان این دوره، پیمان موقت جای خود را به یک توافق دائم بدهد و وضعیت مسائلی چون بیت المقدس، آوارگان فلسطینی، مسائل امنیتی، تعیین مرزها و موضوع شهرکهای ساخته شده و شهرکسازی، در توافق دائمی حل و فصل شود. اما این اتفاق نیفتاد و در دسامبر 1995 توافقنامه موقت دیگری معروف به پیمان اسلو 2 بین دو طرف به امضا رسید. مجموع پیمانهای اسلو 1 و 2 به پیمان اسلو معروف شد؛ پیمانی سست و متزلزل که هیچگاه به پیمانی دائم منجر نشد و دست اسرائیل را برای هر گونه دستدرازی در فلسطین باز گذاشت.

تردیدی نیست که پشت تمام این پیمانهای سست و پر ابهام، مکر و فریب صهیون نشسته است تا در سایه این تواقفنامهها و همراه کردن سازمانهای بین المللی و خاموش کردن صدای مخالفان فلسطینی و غیرفلسطینی، به جنایتهایش در اشغال و تصرف تدریجی اراضی فلسطینان از طریق ساخت شهرک و جاده و دیوار و پایگاه و پاسگاه نظامی ادامه دهد.
در طول انتفاضه دوم فلسطین در سالهای 2000 تا 2001 بیت لحم دوباره آماج یورش اشغالگران قرار گرفت که در طی آن زیرساختها و گردشگری شهر بیت لحم آسیبهای شدیدی دید. در سال 2002 این شهر میدان اصلی نبرد ارتش اسرائیل با مبارزان فلسطینی بود. در طول این عملیات موسوم به عملیات سپر دفاعی اسرائیل، ارتش اشغالگر کلیسای مهد را که حدود 200 مبارز فلسطینی در آن پناه گرفته بودند، محاصره کرد که 39 روز به طول انجامید و طی آن، 9 مبارز و یک کشیش کلیسا کشته شدند. این محاصره با توافقی برای اخراج 30 مبارز فلسطینی به کشورهای اروپایی و موریتانی پایان یافت.

زادگاه عیسی مسیح ذره ذره یهودی میشود
شهرکسازی در استان بیت لحم (چنانکه پیشتر گفته شد) پس از اشغال کرانه باختری در سال 1967 صورت گرفت.
دهها هزار دونم (هر دونم معادل هزار مترمربع است) از اراضی مسکونی، زراعی، باغی و عمومی استان بیت لحم تصرف و دهها شهرک و پایگاه نظامی اسرائیلی در آنها ساخته شد. این شهرکها و پایگاهها با دیواری معروف به آپارتاید (دیوار حایل میان شهرکها و مناطق فلسطینی) به گونهای احاطه شدند که شهرها و روستاهای فلسطینیان را تکه تکه و محاصره کرده و مانع توسعه آنها میشدند.
رژیم اشغالگر تا سال 2022 گسترهای به وسعت 10307 دونم، معادل 10307000 مترمربع ( 1031 هکتار)، از اراضی استان بیت لحم را به تصرف خود در آورد و در 5988 دونم، معادل حدود 599 هکتار از این اراضی، 16 شهرک ساخت و 78938 نفر یهودی را در آنها سکونت داد.
رژیم اشغالگر همچنین از سال 1996 به بعد و به بهانه اینکه شهرکهای یهودینشینی که ساخته، امنیت ندارند و مورد تعرض فلسطینیان قرار میگیرند، اراضی دیگری را تصرف و ساخت پاسگاه و پایگاه نظامی در نزدیکی شهرکها و همچنین دیوار قطوری به نام دیوار حایل ( آپارتاید) را در اراضی اشغالی آغاز کرد.
اشغالگران اسرائیلی باز هم زمین تصرف کردند و دو منطقه صنعتی به نامهای بیتار ایلیت و افرات در این اراضی غصبی در استان بیت لحم تاسیس کردند. دو سایت نظامی هم به این تصرفات و تاسیسات اضافه شد، تا به این ترتیب مجموع کل اراضی تصرف شده تا سال 2022 شامل شهرکها، زمینهای محیط پیرامونی شهرکها، پاسگاههای مرزی، سایتهای نظامی و مناطق صنعتی و دیوار حایل در استان بیت لحم به حدود 11574 دونم ( معادل 1157.4 هکتار) برسد.

ساخت اولین شهرکها در بلوک شهرکنشینی گوش اتزیون
شهرکسازی در کرانه باختری از استان بیت لحم و منطقه «حومه غربی» آغاز شد و به سایر مناطق کرانه گسترش یافت. درواقع «حومه غربی» در بیت لحم ستون فقرات فعالیتهای شهرکسازی اسرائیل محسوب شده و اسرائیلیها به آن بلوک «گوش اتزیون» میگویند که گستره وسیعی از اراضی بیت لحم تا الخلیل را در بر میگیرد و شامل 11 شهرک (کفر اتزیون، روش تزوریم، آلون شووت، الازار، هدار گیلو، افرات، نوی دانیل، جواوت، بیتار ایلیت، بت عین (تزوریف) و میگدال عوز) و 13 پاسگاه است. اولین شهرکی که در این بلوک یا به عبارتی اولین شهرک اسرائیلی که در کرانه باختری ساخته شد، شهرک کفر اتزیون بود که در سپتامبر سال 1967 تاسیس شد.
جمعیت شهرکها و پایگاههای اسرائیلی که بلوک شهرکهای گوش اتزیون را تشکیل میدهند، بیش از 60000 شهرکنشین اسرائیلی است که 44٪ از کل جمعیت شهرکنشینان اسرائیلی در استان بیتلحم را تشکیل میدهند.

اشغالگران چند شهرک در استان بیت لحم ساختهاند
جدا از شهرکهای بلوک گوش عتصیون (که شامل شهرکهایی در بیت لحم و الخلیل میشود)، شهرکهای دیگری هم در سراسر استان بیت لحم ساخته شده است. درمجموع و با احتساب شهرکهای بلوک گوش اتزیون، شمار شهرکهای یهودینشین در استان بیت لحم تا سال 2022 به 22 شهرک رسید که 16 شهرک مهم و قدیمیتر عبارت هستند از: شهرکهای روش تزوریم ( ساخت در سال 1969)، آلون شووت (1971)، میتزپه شالم (1971)، آلازار (1975)، هارگیلو (1976)، تکوا (1977)، افرات (1980)، معاله عاموس (1981)، نیودانیل (1982)، نوکدیم (1982)، اوینات (1983)، گیوات (1984)، بیتار ایلیت (1985)، بت عین (1989)، گیوات هاداگان (1999)، گیوات هاتامار (2001).
در اطراف این شهرکها تا سال 2022 مدارس کشاورزی و دامداری، مناطق صنعتی، پاسگاههای نظامی و جادههای فرعی به منظور اتصال شهرکها به اسرائیل و سایر مناطق کرانه باختری، احداث شد و برخی از شهرکها که قدیمیتر بود و با عجله ساخته شده بودند، تخریب و از نو ساخته شدند.

فعالیتهای شهرکسازی در سرزمینهای کرانه باختری از زمان روی کار آمدن دولت نتانیاهو در پایان سال 2022 افزایش یافت و شامل استان بیت لحم هم میشد.
محمد طه؛ استاندار بیت لحم در شهریور سال گذشته (سپتامبر 2024) به قاهره نیوز گفت که این استان از مناطقی است که بیشترین هدف فعالیتهای شهرکسازی اسرائیل قرار گرفته است، به طوری که تعداد شهرکها از 22 شهرک فراتر رفته و بیش از 15 شهرک مسکونی به شهرکهای پیشین اضافه خواهد شد. به گفته وی، پروژه اسرائیل برای ایجاد آنچه اورشلیم بزرگ (بیتالمقدس بزرگ) نامیده میشود، مناطق وسیعی از زمینهای استان بیت لحم را بلیده که تا مرزهای استان الخلیل میرسد. ( اشاره به فعالیتهای شهرکسازی در بلوک «گوش اتزیون» که همچنان ادامه دارد).
در آخرین مورد از دستدرازی صهیون، از اسفند سال گذشته ( اواخر فوریه 2025)، اشغالگران اسرائیلی طرح جدیدی برای ساخت یک محله مسکونی با 805 واحد برای شهرکنشینان در 22.2 دونم (بیش از دو هکتار) از زمینهای فلسطینی شهر بیت جالا، در استان بیت لحم (جنوب بیت المقدس) تصویب کردند.

اشغال اراضی فلسطینی به شیوه خبیث آریل شارونی
شهرکهای بلوک گوش اتزیون به نوعی هستههای شهرکهای جدید هستند که به تدریج ساخته میشوند، اما روش تصرف اراضی برای ساخت آنها هم به نوبه خود جالب و البته پست و نفرتانگیز است. در این روش شهرکنشینان یهودی به مزارع و باغات، یا خانههای مسکونی فلسطینیانِ اطراف شهرک هجوم برده و با حمایت سربازان اسرائیلی آنها را تخریب کرده و اهالی بومی را آزار و فراری داده و خانههای سیارِ موقتی را در آنها مستقر میکنند. سپس سرِ فرصت، خانهسازی در اراضیِ تصرف شده، آغاز میشود و شهرک قبلی گستردهتر شده یا شهرک جدیدی کیلومترها دورتر از شهرک اصلی تاسیس میشود.
این شیوه شهرکسازی با درخواست آریل شارون از شهرکنشینان یهودی آغاز شد که از شهرکنشینان خواست تپهها و زمینهای مرتفع فلسطینی را اشغال کنند تا از انتقال آنها به فلسطینیها در جریان مذاکرات آینده جلوگیری شود، و از آنجا که با حمایت غیرقانونی نیروهای نظامی اسرائیلی همراه بود، گسترش و تداوم یافت. این درخواست از زمانی که شارون وزیر کشاورزی بود، ( 1977 تا 1981)، آغاز شد و پس از سال 2001 که شارون نخستوزیر شد، آشکار و جدیتر شد.
این امر به افزایش قابل توجه تعداد پایگاههای نظامی در سرزمینهای فلسطینی منجر شد. ارتش اسرائیل همچنین به طور مداوم به این شهرکنشینان اسرائیلی در جابهجایی و اسکان در این مکانها کمک و از آنها محافظت کرده و زیرساختهای اولیه را برای تضمین حضور مداوم آنها فراهم کرده است.

و اما دیوار آپارتاید
ساخت دیوار حایل ( آپارتاید) در استان بیت لحم و دور تا دور کرانه باختری نیز از زمان نخستوزیری آریل شارون ( 2002) و به بهانه جلوگیری از عملیات انتحاری فلسطینیان در شهرکهای یهودینشین آغاز شد. این دیوار که 4.5 تا 9 متر ارتفاع و 708 کیلومتر طول دارد، همچنان در حال ساخت است و نه در مرز میان کرانه باختری و اسرائیل، که در خاک کرانه باختری واقع شده و شهرکهای یهودینشین داخل کرانه باختری را هم در برمیگیرد.
بر اساس گزارشی که سایت مرکز اطلاعات ملی فلسطین منتشر کرده، دیوار حایل 50 کیلومتر در استان بیت لحم امتداد مییابد. این دیوار از روستای الخاص در شمال غربی استان بیت لحم آغاز شده، آن را از روستاهای اطراف کاملا جدا کرده و به سمت جنوب ادامه مییابد و زمینهای متعلق به روستای ام قیس را ضمیمه میکند. از آنجا، از ورودی شمالی شهر بیت لحم عبور میکند و شهرک ابوغنیم (هار حوما) و مناطق وسیعی از زمینهای فلسطینی واقع در ورودی شمالی شهر را در بر میگیرد. علاوه بر این، با احاطه کردن مقبره راحیل از همه طرف، آن را به بیتالمقدس ملحق میکند. این دیوار سپس به سمت بخش غربی بیت جلا امتداد یافته و شهرکهای گیلو و هار گیلو را ضمیمه میکند و سپس به سمت روستاهای حومه غربی بیت لحم ( الولجه، حسان، نحالین، بتیر، خربت عفانه، وادی فوکین، خربت البلطه و خربت بیت زکریا ) میرود و آنها را از شهر بیت لحم و مراکز حیاتی آن جدا میکند. این دیوار روستای الولجه را ( که درخت زیتون 5 هزار ساله فلسطین در آن قرار دارد)، به طور کامل محاصره کرده و در یک منطقه ایزوله جداگانه قرار خواهد داد. دیوار آپارتاید از سمت شمال شرقی شهر بیت لحم و به طول 82 کیلومتر امتداد مییابد و سپس به بلوک شهرکهای گوش اتزیون در جنوب میرسد و یازده شهرک اسرائیلی را که بخشی از اسرائیل شدهاند، ضمیمه میکند.
نکته اینکه دیوار حایل در سراسر کرانه باختری در اطراف شهرکها در حال ساخت است و مانع از ورود فلسطینیان به اراضی زراعی و باغی خود میشود. درواقع فلسطینیان حق ورود به آن بخش از زمینهای خود که اطراف شهرکهاست و هنوز از طریق دیوار جداسازی نشده را ندارند. در فصل برداشت زیتون دسترسی فلسطینیان به درختان باغات خود فقط با هماهنگی امنیتی و پس از سختیهای بسیار ممکن خواهد بود. این مناطق که با عنوان مناطق امنیتی یا نظامی بسته شناخته میشوند نیز هزاران دونم تخمین زده شدهاند.

دیوار حایل، مناطق روستایی استان بیت لحم را از مراکز و شهرهای اصلی آن جدا کرده و در نتیجه ساکنان روستایی را از بسیاری از خدمات ضروری که فقط در مراکز شهری وجود دارد مثل پلیس، آمبولانس، ایستگاه آتشنشانی، بیمارستانها، دانشگاهها و غیره) محروم میکند.
این پس از تکمیل، روند آموزشی در این استان را به طور قابل توجهی مختل خواهد کرد و دانشآموزان در مناطق آن سوی دیوار، قادر به دسترسی به مدارس خود نخواهند بود، مگر از طریق ایستهای بازرسی و موانع نظامی اسرائیل.
دیوار آپارتاید همچنین مانع از انتقال مواد غذایی از مناطق روستایی استان به شهرهای بزرگ شده و در نتیجه به کمبود مواد غذایی و افزایش قیمتها منجر خواهد شد.
دیوار حایل در بیت لحم تاثیر قابل توجه و چشمگیری بر آب و محیط زیست و حیات وحش استان خواهد داشت. این دیوار یک مانع غیرطبیعی ایجاد و از تردد حیات وحش بین حومه شرقی و غربی استان جلوگیری میکند که همین امر باعث نابودی حیات و مرگ تعداد زیادی از حیوانات خواهد شد. بماند که برای ایجاد آن تاکنون هزاران درخت (از جمله درختان چند صد ساله زیتون) متعلق به فلسطینیان قطع و نابود شده است.
نکته مهم اینکه دیوار، روابط بیت لحم با بقیه کرانه باختری را قطع کرده و به ویژه آن را از استان و شهر بیتالمقدس که فقط چند کیلومتر با آن فاصله دارد، جدا میکند. بیت لحم و بیتالمقدس قرنهاست که روابط تاریخی، معنوی، اقتصادی و فرهنگی مشترکی دارند.
انزوای تحمیلی بیت لحم از طریق اشغال و ساخت دیوار حایل، پایههای اقتصادی این استان را که عمدتا مبتنی بر گردشگری مذهبی بود، تضعیف کرده است. این امر به نرخ بالای بیکاری (65٪) در بین ساکنان این استان منجر شده است.
ساخت دیوار حایل هنوز در استان بیت لحم به پایان نرسیده، اما پس از تکمیل 176.5 کیلومترمربع از زمینهای این استان را جدا خواهد کرد.

اشغال سرزمینهای فلسطینی توسط اسرائیل امروز از تمام استانداردهای موجود فراتر رفته و آنها به دنبال تثبیت چشمانداز اسرائیل برای ایجاد یک کشور بزرگ یهودی از طریق ایجاد و گسترش شهرکهای اسرائیلی هستند که هدف آن محدود کردن یا حتی از بین بردن امکان ایجاد یک کشور فلسطینی مستقل و پیوسته است. این شهرکها که سازمان ملل متحد آنها را غیرقانونی میداند، هماکنون نیز مانع بزرگی برای صلح پایدار به شمار میروند.
در نهایت اینکه، تصرف اراضی و شهرکسازی در بیت لحم که همچنان ادامه دارد، نه تنها ظلمی به مسلمانان فلسطینی است، که مسیحیان فلسطینی را هم از حق آبا و اجدادی خود محروم میکند. و عجب اینکه مسیحیان جهان که این روزها در حال برگزاری جشنهای کریسمس و میلاد حضرت مسیح هستند، بیتفاوت از کنار مقدسترین مکان مذهبی خود عبور کرده و نسبت به یهودی شدن تدریجی و تغییر ماهیت آن هیچ واکنش بازدارندهای از خود نشان نمیدهند.
انتهای پیام/