به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در حالی که تاریخ، گاهی حضرت زینب (س) را تنها به نقش «سخنران کربلا» محدود میکند، پژوهشهای نوین در حوزه علوم اسلامی و کلام سیاسی، آن حضرت را ستونی محوری در بقای نظام ولایت پس از عاشورا میدانند.
خبرگزاری تسنیم در گفتوگو با دکتر فاطمه محققپور، پژوهشگر تاریخ تشیع و کلام سیاسی شیعه، به کاوش در اعماق «ولایتمداری حضرت زینب(س)» پرداخته است؛ مفهومی که فراتر از وصایت ظاهری، به عنوان یک «وجود ولایی» در نظام الهی تجلی پیدا کرده است.
پیش از هر چیز، چگونه میتوانیم مفهوم «ولایتمداری» را در خصوص حضرت زینب (س) از چارچوب عمومی وفاداری یا پیروی ساده بیرون بیاوریم و آن را در سطحی وجودی با نظام ولایت الهی بررسی کنیم؟
پاسخ به این پرسش مستلزم بازنگری در خود مفهوم «ولایت» در اندیشه اسلامی است. ولایت در دیدگاه قرآنی و روایی، فقط یک رابطه قانونی یا سیاسی نیست، بلکه یک ارتباط وجودی میان ولیّ و مَولی است که در آن، ولیّ ظرف تجلیات مراتب مختلف ربوبیت خداوند است.
این امر در مورد اهل بیت (ع) به ویژه در حوزه اهل کساء، به عنوان اصفیاء الله بروز دارد. حضرت زینب (س) نیز همانگونه که از روایاتی مانند «أنا مدینة العلم و علی بابها…» و نیز «فاطمة أمّ أبیها» گرفته تا فرمایشات امام باقر (ع) درباره حضرت زینب در منابعی چون کامل زیارات و مناقب ابن شهرآشوب استنباط میشود، دارای مقامی است که فراتر از وفاداری است و به تقویت ولایت نزدیک میشود.
در عاشورا، این موضوع شکل فعال و مسئولیتپذیری یافته است. وقتی حضرت زینب (س) در کوفه اعلام میکند: «یا اهل الکوفة… اینها فرزندان فاطمه هستند»، یا در شام به یزید میفرماید: «کَرُبَتِ الرَّحِمُ، وَانقَطَعَتِ العَلائِقُ» فقط سخن یک زن شجاع را نمیشنویم، بلکه اعلامیهای را میشنویم که از سوی یک «ولیّة الله» در جهت حراست از اوصیاء الله بیان میشود. این حراست همان ولایتمداری است که در ذات، ناظر به حفظ جان حقیقی ولایت یعنی امام زمان (عج) و معارف آن است.
نکته ظریفتر اینجاست که در منابع کلامی «ولایة التصرّف» و «ولایة التشریع» مختص ائمه اطهار (ع) است، اما «ولایة الحفظ» و «ولایة البیان» را میتوان در افرادی مثل حضرت زینب (س) مشاهده بود. ایشان نه تنها خاطره کربلا را نگه داشتند، بلکه تفسیر صحیح از آن را به عنوان جانشین امام (ع) در عصری که امکان سخن گفتن برای امام سجاد (ع) به دلیل ظرفیتهای جسمی و سیاسی محدود بود، به جهانیان عرضه کردند. این تبیین نوعی ولایت بیانی است که در تعریف دقیق، جزئی از نظام ولایت الهی محسوب میشود.
بنابراین ولایتمداری حضرت زینب (س) را نباید در سطح اعتماد عاطفی یا پشتیبانی شخصی قرار داد، بلکه باید آن را در سطح وظیفه الهی در چارچوب نظام ولایت دید. همان طور که خداوند در قرآن فرمود: «إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا…» (مائده: 55). این آیه شرایط ولایت را به ایمان و اقامه نماز و ایتای زکات مرتبط میداند؛ و حضرت زینب (س) در تمام ابعاد این صفات، ظرفیت والایی داشت که او را به ذاتی والی در دایره اهل بیت (ع) تبدیل کرد.
آیا میتوان گفت که ولایتمداری حضرت زینب (س) یک ولایت عملکردی بوده است؟ و اگر بله، چگونه میتوان این مفهوم را با مفاهیم ولایت شناختهشده در فقه و کلام شیعه همراستا کرد؟
عبارت ولایت غیررسمی اگر به معنای فقدان عنوان ظاهری امامت باشد، پذیرفتنی است؛ اما اگر به معنای خارج بودن از چارچوب لایت الهی باشد، نادرست است. در اندیشه شیعه، ولایت تنها به دو بعد تشریعی و تصرفی محدود نمیشود. علامه طباطبایی در المیزان و آیتالله جوادی آملی در تفاسیر خود، به مراتب متعدد ولایت اشاره کردهاند: از ولایت تکوینی گرفته تا ولایت تربیتی، ولایت روحانی، ولایت اجتماعی و ولایت اطاعتی. حضرت زینب (س) در همه این مراتب — به استثنای تشریع و ریاست سیاسی مستقیم — نقشی فعال و والایی ایفا کرد.
در فقه شیعه، مفهوم نیابت خاص و نیابت عام برای امام معصوم (ع) مطرح است. نیابت خاص مختص چهار نفر در دوره غیبت صغری بود، اما نیابت عام به معنای حضور افرادی که در جامعه، وظایفی را که بر عهده امام است مانند بیان حق، دفاع از مظلوم و تعلیم دین، به طور غیرمستقیم انجام میدهند، وجود دارد. حضرت زینب (س) در عصر امام سجاد (ع) به نحوی که نه تنها جانشین، بلکه مکمل ظرفیتهای ایشان بود، عملکردی را از خود نشان داد که امروزه در اصطلاح ولایت عملکردی خوانده میشود؛ اصطلاحی که البته در متون کهن به همین نام نیست، ولی مصداق آن در تاریخ وجود دارد.
در تاریخ الغیبة نعمانی و بحارالانوار آمده که امام سجاد (ع) پس از بازگشت از شام، به حضرت زینب (س) فرمود: «یا عمّتاه! ای چشمه صبر ما!» این سخن نشاندهنده این است که ایشان، حضرت زینب (س) را ستونی برای استمرار ولایت در روزگاری میدانست که خودش به علت ظرفیتهای بدنی و فشار سیاسی، قادر به سخنگفتن عمومی نبود. اینجا ولایتمداری به معنای نیابت ولایتی است که از سوی خود امام معصوم (ع) به رسمیت شناخته شده است.
از منظر کلامی هم ولایت، هر زمان که در جهت حفظ دین و اهل بیت (ع) ظهور داشته باشد، مشروعیت الهی دارد. حضرت زینب (س) در مجلس یزید با گفتن «وَلَن یَسْتَحْیِیَ اللّهُ مِنْ حَقِّکَ یا حُسَین» حقیقت ولایت را در مقابل ظلم اعلام کرد. این همان بیان ولایت است که عیناً در قرآن از حضرت مریم (س) و حضرت آسیه نقل شده: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا…» (تحریم؛ 11). بنابراین ولایت حضرت زینب (س) نه غیر رسمی، بلکه غیرظاهری و غیرسیاسی بود ولی در ذات، کاملاً ولایتی و مشروع.
برخی محققان معتقدند که تأکید بر ولایتمداری حضرت زینب (س) میتواند به تضعیف جایگاه امام سجاد (ع) منجر شود. چگونه این دو نقش — نقش امام معصوم (ع) و زن ولایتمدار — را بدون تعارض، در کنار یکدیگر تبیین میکنید؟
این نگرانی اگرچه از حسن نیت سرچشمه میگیرد، اما ریشه در درک نادرست از تکامل ولایت در مکتب تشیع دارد. نظام ولایت در تشیع، هیچگاه یک ساختار هرمی رقابتی نبوده است، بلکه ساختاری تکاملیافته و مکمل است.
امام سجاد (ع) به عنوان امام، دارای تمام اختیارات ولایتی بود، اما ظرفیتهای ظاهریاش به دلیل شرایط تاریخی، جسمی و سیاسی محدود بود. این محدودیت، ضعف امام نیست بلکه حکمتی الهی در جهت فراهم آوردن زمینهای برای ظهور شخصیتی مانند حضرت زینب (س) است.
در حقیقت حضور حضرت زینب (س) در عصر امام سجاد (ع)، نه تنها با ولایت ایشان تعارض ندارد، بلکه بیشترین شاهد بر مشروعیت و عظمت آن ولایت است. چرا که والی خدا، همواره از ظهور حق و ولایت دیگران جلوگیری نمیکند، بلکه آنها را تسهیل میکند. در روایتی از امام صادق (ع) آمده: «إنَّ اللّهَ یُظهرُ دینَهُ على یدَی مَن لا یحتَسِبُ» (بحار، ج 34). ظهور دین گاهی از طریق کسانی است که ظاهراً در ساختار قدرت نیستند مانند یک زن، در قید اسارت.
همچنین در فلسفه اسلامی «وحدت در کثرت» و «تکامل در تنوع» اصولی بنیادین هستند. امام سجاد (ع) با عبادت و دعا جذب و تربیت باطنی را انجام داد، و حضرت زینب (س) با سخن و مقاومت، بذل و اصلاح اجتماعی را پیش برد. این دو، دو بال یک پرنده بودند: یکی جان، دیگری جسم ولایت در آن عصر. تا زمانی که این دو بال همزمان حرکت نکنند، پرواز ممکن نیست.
از جهت دیگر در منابع تاریخی، هیچگاه از جانب امام سجاد (ع) یا ائمه بعدی حتی هشداری علیه یا محدودیتی در مورد فعالیت حضرت زینب (س) دیده نشده است. بلکه نقل است که پس از شهادت ایشان، امام به شاگردان فرمود: «الیوم سَقَطَتْ عَنّا خِلافَةُ فاطمة». این سخن شهادتی بر این است که ولایتمداری حضرت زینب (س) به نوعی خلافت فاطمی محسوب میشد، که نه جایگزین ولایت امام، بلکه متمم آن بود.
با توجه به اینکه ولایت در اسلام، مفهومی مردمحور در نظر گرفته شده است، چگونه میتوان حضور یک زن را در هسته این نظام تبیین کرد؟ آیا این، فراتر از یک استثناء است؟
اینکه ولایت در اسلام مردمحور است، خود نیازمند بازنگری است. ولایت در اصل، انسانمحور است، نه مردمحور. آنچه در ظاهر مردمحوری دیده میشود، ناشی از شرایط تاریخی، ساختارهای اجتماعی و الزامات زمانه است، نه ذات ولایت. در قرآن کریم، زنانی مانند مریم، آسیه، خدیجه و حضرت فاطمه (س) به عنوان قدوات ایمان و نمونههای ولایت معرفی شدهاند. پس محدودیت جنسیتی در ذات ولایت وجود ندارد.
حضرت زینب (س) نه تنها یک استثناء نیست، بلکه یک الگوی پایهریز برای زنان در نظام ولایت است. آن حضرت نشان داد که یک زن میتواند بدون فروگذاشتن حجاب، بدون خروج از محجوبیت و بدون مداخله در حوزههایی که به ظاهر مختص مرد است، چنان قدرت ولایتی از خود نشان دهد که حتی یزید را مجبور به سکوت کند. این الگو امروز در جهان اسلام به ویژه در فضایی که زنان به دنبال نقشآفرینی فعالتر در عرصههای اجتماعی و دینی هستند، بیبدیل است.
در روایات اهل بیت (ع)، حضرت زینب (س) با القابی مانند عقیله بنیهاشم، ناطقه کربلا و حُجَّة الله علی خلقه معرفی شده است. حتی در منابعی مانند مقاتل الطالبیین و الارشاد، نقش ایشان در انتقال حقایق عاشورا به عنوان رسالتی الهی مطرح شده است. این، یعنی او نه یک بازیگر در نمایش تاریخ، بلکه یک رسول مأمور بود.
از منظر فلسفه دین، حضور حضرت زینب (س) در قلب ولایت، بیانگر این حقیقت است که کمال انسانی مستقل از جنسیت است. او با عقل، حکمت، شجاعت و ایمان، سطحی از انسانیت را نشان داد که فراتر از مرد و زن است.
بنابراین، ولایت زینبی یک استثناء تاریخی نیست، بلکه یک آینه وجودی است که به هر انسان چه مرد و چه زن میگوید: ولایت، میراثی است که با ایمان و عمل به دست میآید، نه با جنسیت.
آیا میتوان گفت که ولایتمداری حضرت زینب (س) تنها به دوران پس از عاشورا محدود میشود، یا این نقش، ریشههایی در زندگی پیش از کربلا نیز دارد؟ چگونه این تداوم را در منابع تاریخی و روایی ردیابی کنیم؟
ولایتمداری حضرت زینب (س) یک انفجار لحظهای نبود، بلکه ثمرهای از درختی که از کودکی کاشته شده بود. از اولین روزهای تولد ایشان در خانهای قرار داشتند که خودش «بیت النبوة و الولایة» بود. در منابعی مانند کشف الغمة و کامل زیارات آمده که رسول خدا (ص) درباره ایشان فرمود: «سَمِّیها بِاسمِ عمّتِها زَینَب». این نامگذاری اولین نشانه از این است که ایشان از نخستین لحظات به شبکه ولایت الهی گره خوردهاند.
در دوران جوانی حضرت زینب (س) به عنوان خواهر امام حسین (ع) تنها همراه روحی و روانی نبود، بلکه مشاور، همراه و همراه حقیقی ایشان بود. پیش از حرکت به کربلا امام (ع) با ایشان مشورت کرد؛ نشانهای از اعتماد عمیق به فهم ولایتی ایشان. حتی در شب عاشورا وقتی امام از ایشان پرسید: «چه خبر است؟» پاسخ ایشان چنین بود: «همهچیز برای عظمت آماده است». این سخن نشان میدهد که ایشان نه تنها شرایط را میدیدند، بلکه حقیقت عظمت را در کربلا درک کرده بودند.
در سالهای پس از واقعه کربلا، حضرت زینب (س) تفسیرگر الهی کربلا بود. در خطبههای ایشان در کوفه و شام به وضوح میبینیم که ایشان کربلا را نه به عنوان یک فاجعه سیاسی، بلکه به عنوان تجلی حق در برابر باطل تبیین میکنند. این درک، مستلزم دانشی عمیق از ولایت اهل بیت بود که از کودکی در آغوش حضرت زهرا (س) و با آموزش امام علی (ع) در دل ایشان ریشه دوانده بود.
بنابراین ولایتمداری حضرت زینب (س) یک مسیر تکاملی بود؛ از ولایت شنیدنی در کودکی، به ولایت دیدنی در جوانی و سرانجام ولایت بیانی در عصر بلوغ روحی و معنوی. این تداوم در منابعی مانند بحارالانوار، مناقب ابن شهرآشوب و الغارات به وضوح قابل ردیابی است و نشان میدهد که ایشان همواره ذاتی والی و ظرفی حفاظتگر از ولایت بودهاند.
در پایان، نقش ولایتمداری حضرت زینب (س) در عصر غیبت چه تأثیری بر جامعه شیعی امروز دارد؟ چگونه میتوان از این الگو برای شکلدهی به یک ولایت شهروندی مبتنی بر هویت زینبی استفاده کرد؟
در عصر غیبت، امام زمان (عج) حضور ظاهری ندارد اما ولایت به عنوان یک نظام حقیقی باقی است. این ولایت امروز به اوصیاء معنوی نیاز دارد، یعنی کسانی که مانند حضرت زینب (س) حق را بیان کنند، باطل را فاش کنند و از مظلوم پشتیبانی نمایند. زینبی بودن امروزی یعنی اینکه هر فرد چه زن و چه مرد بتواند در جایگاه خود، صدای حق باشد.
الگوی حضرت زینب (س) به ما یادآوری میکند که ولایت، فقط با اعلام وفاداری به امام نشان داده نمیشود، بلکه با عمل ولایتی در عرصههای مختلف زندگی محقق میشود. این یعنی دفاع از عدالت، حفظ ارزشهای دینی، مقاومت در برابر فساد و بیان حق در برابر قدرت، حتی اگر این قدرت صاحب زبان رسانه و حمایت ساختاری باشد.
ولایت شهروندی مبتنی بر الگوی زینبی یعنی شهروندی که نه فعالیت خود را تنها به حوزه سیاسی محدود میکند، بلکه در فضای مجازی، محیط کار، خانواده و جامعه، همواره سخن حق را میگوید. این، همان جهاد کلمه است که پیامبر (ص) به آن اشاره فرمود. حضرت زینب (س) در کوفه و شام، رسانه حق بود. امروز هر فردی که در فضای مجازی یا حقیقی، آگاهی ببخشد و از حق دفاع کند، در مسیر ایشان گام برمیدارد.
درواقع حضرت زینب (س) الگوی هستیشناختی برای ساخت جامعه ولایی است. جامعهای که در آن، هر فرد با وجود محدودیتهای ظاهری بتواند، مانند زینب (س) مدافع ولایت باشد و در میان ظلم، نام خدا و اهل بیت (ع) را زنده نگه دارد. این، بزرگترین پیام ولایتمداری حضرت زینب (س) برای عصر غیبت است.
انتهای پیام/