به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کتاب "آستان شمس تبریزی"، نوشته سیدحسین حسنزاده تلاش دارد با بررسی اسناد و تحقیق در منابع مختلف، به این سوال پاسخ دهد که مقبره شمس تبریزی کجاست؟ پاسخ به این سوال از آنجا حائز اهمیت است که مقبرههای متعددی در ایران، هند، ترکیه و افغانستان به نام شمس تبریزی برپاست و گاه در برهههایی اصالت مقبره خوی زیر سوال برده میشد.
حسنزاده در کتاب حاضر کوشیده بدون تعصب و صرفاً با در نظر گرفتن اسناد گاه تازه از 13 کشور مانند ترکیه، قطر، آمریکا، روسیه، پاکستان و ... به این سوال پاسخ دهد که مقبره اصلی کجاست؟ او در این تحقیق که 10 سال برای نگارش آن زمان برده شده، ضمن پاسخ دادن به این سوال، تلاش دارد هویت دیگر مقابر را نیز بررسی کند. به گفته او، 9 مقبره در جهان به نام شمس تبریزی برپاست که به نظر میرسد که در گذر زمان و با توجه به اشتهار دیدار شمس و مولانا و ارادت مردم به این دو شخصیت، کمکم به نام شمس زده شدهاند.
کتاب حاضر با مقدمهای از دکتر محمدعلی موحد، مولویشناس، از سوی خانه دانش و فرهنگ زریاب منتشر شده است. دکتر موحد در این مقدمه به اهمیت دیدار شمس و مولانا اشاره میکند و آن را "سرنوشتسازترین" حادثه زندگی مولانا میداند. استاد موحد همچنین از عدم برگزاری مراسمی در این خصوص در مقابل برگزاری برنامههای متعدد در روز تولد مولانا انتقاد میکند؛ آن هم در حالی که تاریخ دقیق تولد او مورد تشکیک مولویپژوهان بزرگی چون گولپینارلی قرار گرفته است.
مولانا تا پیش از دیدار شمس، تنها واعظی بود که درس و بحث داشت. هیچ اثری از او از این دوره حیاتش به دست نیامده، اما این دیدار سبب شد تا مولانا درس و مدرسه را رها کرده، شمس را جلوهای از حضرت حق بیند و آتش در همه عالم زند.
پری صابری این دیدار را چنین توصیف میکند: ملاقات شمس و مولانا حکم تقدیر است. مولانا در این دیدار وجود خود را در وجود شمس درباخت. بی هیچ ملاحظهای خود را تمام وجود پیرو او دنبالهروی او و سایة او یافت. حاضر بود همه چیز را رها کند، از همه کس بگسلد، شهر به شهر و کو به کو همه جا دنبال او روانه شود. شمس دریچهای بود به عالم غیب به عالم الله. با او مولانا به غیب متصل میشد. عین غیب میشد. غیب را با تمام وسعت لایتناهی آن در محدودة این دریچه مییافت. حالا مولانا در مقابل شمس ورای عشق بود. عبادت بود. فنا بود. انحلال در وجود لایزالی بود. ورود به دنیای مکاشفات بود. شمس، مولانا را از خود میربود و در خود دیگر محو مینمود. عشق مولانا به شمس طغیان عظیم مقاومتناپذیر روح بود."
انتهای پیام/