به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، امروز یک بار دیگر، اخبار مربوط به سوریه در بسیاری از رسانهها و جراید ترکیه مورد توجه قرار گرفت. چرا که مشخص شده، تام باراک فرستاده ویژه رئیس جمهور آمریکا در سوریه، در حال تنظیم و هماهنگی دیدار مقامات سوری – اسرائیلی در پاریس پایتخت فرانسه است.
تام باراک که با حفظ سمت، سفارت آمریکا در آنکارای پایتخت ترکیه را نیز بر عهده دارد، از مقامات وزارت امور خارجه و سرویس اطلاعاتی میت خواسته، تا تیم احمد الشرع را برای مذاکره نهایی در پاریس، اقناع کنند. اما مساله اینجاست که خود ترکیه نیز ملاحظاتی درباره ایستگاه نهایی مذاکرات دارد و از این که به نوعی از جزئیات دیدارها کنار نهاده شده، ناخشنود است.
گزارش روزنامههای قرار و ملی گازته هر دو چاپ آنکارا، حاکی از این است که طی روزهای آتی، مقامات سوریه و رژیم صهیونیستی، با حضور باراک و ویتکاف، مذاکرات خود را برای یک توافق امنیتی جدید از سر میگیرند. اما از همین حالا، سوگیری و جانبداری آمریکا در این مذاکرات روشن است و به دمشق اعلام شده که هدف اصلی این مذاکرات، غیرنظامیسازی جنوب سوریه و خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی خواهد بود.

آیا این یک مقدمه است؟
تحلیلگران ترکیه میگویند: تام باراک در گام نخست، وانمود کرده که هدف نهایی مذاکره، حل مشکلات و اختلافات جنوب سوریه است. اما غایت و هدف اصلی این مسیر، چیزی نیست مگر عادی سازی روابط بین سوریه و رژیم اسرائیل.
روزنامه حریت چاپ آنکارا اعلام کرده که مذاکرات بین سوریه و رژیم اسرائیل به دستور ترامپ از سر گرفته میشود و او در دیدار هفته گذشته با بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در مار-آ-لاگو، بر لزوم توافق سریع تأکید کرده است. اما گفته میشود نتانیاهو به این روند به شرط حفظ خطوط قرمز اسرائیل پاسخ مثبت داده است.
در این دُور از مذاکرات، اسعد حسن شیبانی وزیر امور خارجه سوریه، در مذاکرات شرکت خواهد کرد. اما رژیم صهیونیستی، ترجیح داده ریاست هیات خود را نه در سطح وزیر، بلکه در سطح سفیر تعیین کند و یِشیل لیتر سفیر خود در واشنگتن را به پاریس بفرستد.
به باور ناظران سیاسی، مهمترین چالشها عبارتند از: اقدامات تجاوزگرانه و اشغالگرانه رژیم صهیونیستی به ویژه در بلندیهای جولان.
حتی در شرایط فعلی نیز، مقامات صهیونیستی در مورد عقب نشینی از مناطق اشغال شده وعدهای ندادهاند و همه چیز را در هالهای از ابهام نگه داشتهاند.
اما یکی دیگر از ابعاد پیچیده این موضوع، ارتباط آن با ترکیه است. چرا که ترکیه در ماههای اخیر، بارها از تحرکات رژیم اسرائیل در سویدا و حمایت آنان از دروزیها گلایه کرده و این را مقدمهای برای همدستی اسرائیل و شبه نظامیان کُرد قسد میداند.
از این گذشته، ترکیه با تمام توان به دنبال نفوذ همه جانبه سیاسی – امنیتی و اقتصادی در سوریه است و جمهوری آذربایجان نیز به دنبال فعالیت در میادین نفت و گاز سوریه و همکاری با ترکیه است.

رسانههای نزدیک به حزب عدالت و توسعه مدعی شدهاند که نمایندگان دولت سوریه، با حمایت آنکارا، با اقتدار در مذاکره پاریس حضور پیدا میکنند. ولی دیدگاه اندیشکدهها و تحلیلگران غربی چنین نیست به عنوان مثال، تحلیلگران گروه بحران بینالمللی و اندیشکده کارنگی، بر این باورند که «این فرآیند، یک ضرورت است و نه یک چشمانداز».
آنها تأکید میکنند که دمشق مجبور به مذاکره برای کاهش حملات رژیم اسرائیل است.
عادی سازی خیر، احیای توافق آری
طی ماههای گذشته، رسانهها و اندیشکدههای ترکیه تلاش کردهاند به منظور پرهیز از تحریک احساسات محافظه کاران در داخل، به موضوع عادی سازی روابط سوریه و رژیم صهیونیستی نپردازند. اما گفته میشود سرویس اطلاعاتی میت و وزارت امور خارجه ترکیه، نگاه مثبتی به این موضوع دارند و معتقدند که این دستاورد، میتواند به نگرانی امنیتی آنکارا در مورد روابط نهادهای اقماری پ.ک.ک با رژیم صهیونیستی پایان دهد.
ولی اندیشکدههای اروپایی نظیر چتم هاوس، به عادی شدن روابط خوشبین نیستند و معتقدند که دست کم در شرایط فعلی، تنها راه ممکن آن است که احیای توافق آتشبس 1974 به عنوان یک دستاورد واقعبینانه تلقی شود.این یعنی بازگشت به «توافق جداسازی نیروها» که پس از جنگ یومکیپور در تاریخ 31 مه 1974 در ژنو امضا شد.
این توافق یک پیمان صلح نبود، بلکه صرفاً برای توقف درگیریها، جداسازی نیروهای دو طرف و ایجاد منطقه حائل تحت نظارت سازمان ملل طراحی شد. بنابراین، هم مقامات دمشق و هم مقامات آنکارا، حق دارند از این نگرش غربیها و رژیم اسرائیل، نگران باشند. چرا که در آن توافق، صراحتاً به این اشاره شده که امضای چنین متنی به معنی رسیدن به پیمان صلح نیست و کارکردی موقتی دارد.
از دید کارشناسان صهیونیستی، برخلاف توقع ترکیه و سوریه، هدفهایی از مذاکره در پاریس، پرداختن به اولویت امنیت مرزی و تداوم همدستی با دروزیها و پایبندی به نوعی «صلح سرد» است که دستاورد خاصی برای سوریه نخواهد داشت.

حالا به وضوح میتوان دید که نقش ترکیه در مذاکرات اسرائیل – سوریه، محوری نیست. با این حال، از برخی جهات، اهمیت دارد.
آنکارا از نظر تاریخی بین بازیگران سوری و منطقهای میانجیگری کرده و روابط عمیقی با تیم احمد الشرع دارد. در عین حال، از احتمال تداوم حمایت رژیم اسرائیل از دروزیها و کردها هراس دارد و میخواهد هر طوری شده در حفاظت از صلح در غزه و همچنین در مذاکرات سوریه، به عنوان یک کنشگر مهم مورد اعتنا قرار بگیرد. اما نتانیاهو آشکارا اعلام کرده که تمایلی ندارد برای حضور نظامیان ترکیه در غزه، مجوز صادر کند.
تام باراک فرستاده ویژه آمریکا نیز که قبلاً بارها در ستایش نقش منطقه ای اردوغان و ترکیه صحبت کرده بود، حالا عملاً سکوت کرده و تلویحاً به رسانهها گفته، ترکها تنها در صورتی میتوانند در غزه حضور داشته باشند که اسرائیل با این خواسته آنها، موافقت کند. در نتیجه در مذاکرات پاریس نیز، ترکیه به عنوان میانجی حضور ندارد و هاکان فیدان وزیر امور خارجه کابینه اردوغان نیز، درباره اهداف و چشمانداز مذاکرات، اظهار نظری نکرده است.

کارشناسان میگویند: آن چه در مقطع کنونی برای اردوغان و هاکان فیدان اهمیت دارد، صلح بین سوریه و رژیم اسرائیل نیست، بلکه موقعیت سوریه در مقطع آتی در تعامل یا تنش با اسرائیل است.
اردوغان از این نگران است که در معماریهای امنیتی جدید، نه آمریکا و نه اسرائیل، جایگاهی برای ترکیه در نظر نگیرند و گامهای بعدی، منجر به تضعیف ترکیه در معادلات شمال سوریه شود.
اردوغان همچنین نگران آن است که در اثنای توافق احتمالی برای خروج نیروهای اسرائیلی از سوریه، این ایده نیز قوت بگیرد که نظامیان ترک نیز باید مناطق غرب فرات را تخلیه کنند.
بدون شک، آنکارا چنین چیزی را به عنوان فرسایش اهرم منطقهای خود تلقی خواهد کرد. در نهایت، از دید آنکارا هر توافقی که حاکمیت متمرکز در سوریه را تقویت کند، به نفع ترکیه خواهد بود و هر توافقی که به نیروهای دموکراتیک سوریه مشروعیت غیرمستقیم بدهد، به ضرر خواهد بود. چرا که همدستی اسرائیل و قسد، در آنکارا به عنوان یک محاصره استراتژیک تلقی میشود.
انتهای پیام/