به گزارش خبرگزاری تسنیم از بوشهر، استان بوشهر یکی از کانونهای اصلی صنعت نفت، گاز و پتروشیمی کشور است؛ استانی که سهم قابلتوجه در تولید انرژی ملی دارد و نقشی راهبردی در امنیت اقتصادی ایران ایفا میکند. انباشت این ظرفیتهای بزرگ صنعتی، در نگاه نخست باید بوشهر را به یکی از توسعهیافتهترین استانهای کشور بدل میکرد؛ اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد که میان توان تولید ثروت و سطح توسعه محلی، فاصلهای معنادار و پرسشبرانگیز وجود دارد. این فاصله، بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع باشد، ریشه در چگونگی حکمرانی و استفاده از ظرفیت مسئولیت اجتماعی صنایع دارد.
تمرکز صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در جنوب استان، جریان سرمایه و اشتغال را به این محدوده سوق داده و همزمان فشارهای محیطزیستی، جمعیتی و زیرساختی قابلتوجه بر شهرستانهای میزبان تحمیل کرده است. مسئولیت اجتماعی صنایع در چنین شرایطی، نه یک اقدام داوطلبانه یا تبلیغاتی، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای جبران هزینههای اجتماعی و محیطی فعالیت صنعتی محسوب میشود. با این حال، چالش اصلی زمانی پدید میآید که این مسئولیت اجتماعی، به جای تبدیل شدن به ابزاری برای توسعه متوازن، به شکل کمکهای پراکنده و پروژههای مقطعی اجرا میشود.
مسئولیت اجتماعی زمانی میتواند به موتور توسعه استانی تبدیل شود که ذیل یک چارچوب مشخص و همسو با برنامههای توسعهای استان تعریف شود. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد توزیع منابع اجتماعی صنایع، اغلب خارج از چرخه رسمی برنامهریزی انجام شده و تابع ضرورتهای کوتاهمدت، فشارهای محلی یا ملاحظات نهادی بوده است.
نتیجه این رویکرد، شکلگیری پروژههایی است که هرچند در ظاهر مفیدند، اما در بلندمدت پیوندی با ارتقای ظرفیتهای پایدار حوزههایی همچون آموزش، سلامت، زیرساختهای شهری و توانمندسازی نیروی انسانی برقرار نمیکنند.
توسعه در بوشهر، بیش از هر چیز نیازمند عبور از نگاه پروژهمحور به نگاه نهادمحور است. صنایع بزرگ انرژی میتوانند با ایفای نقش فعالتر در این مسیر، به جای ورود مستقیم به تصمیمگیریهای محلی، از ایجاد نهادهای مشترک توسعهای با مشارکت مدیریت استان، دانشگاهها و بخش خصوصی حمایت کنند. نهادهایی که مأموریت آنها نه اجرای پروژههای پراکنده، بلکه سرمایهگذاری در زیرساختهای دانشی و اجتماعی باشد؛ اقداماتی که منافع آن در میانمدت و بلندمدت، کل استان را دربر گیرد.
از سوی دیگر، توسعه بوشهر بدون توجه به عدالت دروناستانی ممکن نیست. تمرکز شدید منابع در مناطق صنعتی، اگر بدون مکانیسمهای بازتوزیعی هوشمند ادامه یابد، شکاف میان جنوب و سایر نقاط استان را تعمیق خواهد کرد. مسئولیت اجتماعی صنایع باید به ابزاری برای کاهش این شکاف تبدیل شود، نه عاملی برای تثبیت آن. این امر مستلزم شفافیت در تصمیمگیری، تعریف شاخصهای سرانهای و پیوند روشن میان هزینهکرد منابع و اهداف توسعهای استان است.
استان بوشهر در نقطهای حساس از مسیر توسعه قرار دارد. ظرفیتهای عظیم نفت، گاز و پتروشیمی فرصتی کمنظیر فراهم کردهاند، اما بهرهبرداری از این فرصت، بدون حکمرانی هوشمند و بازتعریف مسئولیت اجتماعی صنایع، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. اگر مسئولیت اجتماعی از یک اقدام نمادین به بخشی از معماری توسعه استانی تبدیل شود، بوشهر میتواند از استانی ثروتآفرین، به استانی توسعهیافته و برخوردار از رفاه پایدار برای همه ساکنانش بدل شود.
اختصاص 800 میلیارد تومان از سوی صنایع پتروشیمی به چهار شهرستان جنوبی استان بوشهر، در نگاه نخست اقدامی مثبت و نشانهای از ایفای مسئولیت اجتماعی برای جبران محرومیتهای محلی به نظر میرسد. اما عبور از روایت رسمی این خبر، ما را به پرسشی بنیادین میرساند؛ مسئله اصلی توسعه در بوشهر کمبود منابع است یا اختلال در نحوه توزیع همان منابع موجود؟ پاسخ به این پرسش، مرز میان یک خبر امیدبخش و یک هشدار جدی در حوزه سیاستگذاری توسعه را مشخص میکند.
استان بوشهر سالها است با تناقضی آشکار روبهرو است؛ از یکسو سهمی قابلتوجه در تولید ثروت ملی دارد و از سوی دیگر با نابرابری عمیق در توزیع رفاه دروناستانی مواجه است. تمرکز صنایع انرژی در جنوب استان، جریان سرمایه، تصمیمگیری و دسترسی به منابع را عمدتاً در همان محدوده جغرافیایی متمرکز کرده و در مقابل، بخشهای مرکزی و شمالی را در چارچوب ساختاری بوروکراتیک، کمتوان و وابسته به تخصیصهای نامطمئن نگه داشته است. این شکاف نه تصادفی است و نه صرفاً ناشی از تفاوتهای مکانی، بلکه ریشه در الگویی از حکمرانی دارد که مرز روشنی میان صنعت و سیاست عمومی ترسیم نکرده است.
در چنین الگویی، منابعی که تحت عنوان مسئولیت اجتماعی یا رفاه منطقهای توزیع میشوند، عملاً بیرون از چرخه رسمی بودجه و برنامهریزی قرار میگیرند. محل هزینهکرد این منابع شفاف نیست، الزام مشخصی به شاخصهای سرانهای ندارد و بیش از آنکه تابع نیازهای واقعی توسعه باشد، تحت تأثیر منطق شبکهای و قدرت چانهزنی قرار میگیرد. نتیجه، بازتولید نابرابری در پوشش اقداماتی است که در ظاهر خیرخواهانه و مسئولانه جلوه میکنند.
بحرانی شدن این وضعیت از آنجا آغاز میشود که منطق شبکهای به تدریج جای سیاستگذاری منطقی را میگیرد. در نبود نهاد تنظیمگر مقتدر که بتواند منابع خارج از شمول بودجه را به برنامه توسعه استانی پیوند دهد، هر تخصیص جدید حتی با نیت مثبت به تصمیمی موردی و پراکنده تبدیل میشود. توسعه اما حاصل تصمیمهای مقطعی نیست؛ توسعه نیازمند نهادسازی تدریجی، قواعد شفاف و شکلگیری حافظه سیاستی است. هرجا این پیوند گسسته شود، پول و پروژه میآید اما توسعه پایدار و متوازن شکل نمیگیرد.
آمارهای مالی موجود، هرچند محدود، این واقعیت را آشکار میکنند. دادههای مربوط به عوارض ارزش افزوده و آلایندگی نشان میدهد اختلاف سرانه منابع میان برخی شهرستانهای جنوبی با دیگر نقاط استان به چندین برابر میرسد؛ فاصلهای چندمیلیونتومانی که با هیچ توجیه اداری یا جغرافیایی قابل پنهانسازی نیست. این ارقام، نماد روشنی از نابرابری منابع و اختلال در معماری توزیع هستند.
در کنار این شکاف مالی، سازوکار نمایندگی سیاسی نیز قابل تأمل است. تمرکز چهار شهرستان صنعتی در یک حوزه انتخابیه، به تمرکز قدرت نهادی انجامیده و با دسترسی مستقیم به صنعت و حضور در سطوح تصمیمگیری تخصصی، نوعی فنسالاری صنعتی شکل گرفته است. این ساختار، در عمل توان اثرگذاریای بیش از بوروکراسی رسمی مرکز استان دارد و نهادهای استانیِ متولی توسعه متوازن را به حاشیه میراند.
تضاد اصلی دقیقاً در همین دوگانگی نهفته است؛ از یکسو دیوانسالاری رسمی، کند و قاعدهمند و از سوی دیگر سازوکاری چابک، برخوردار از منابع خارج از شمول و دارای پاسخگویی محدود. حاصل این وضعیت، شکلگیری نوعی حکمرانی موازی است که اگرچه در ظاهر برخی پروژهها را تسریع کرده، اما پیوندی سست با برنامه توسعه متوازن دارد و ناخواسته به تشدید نابرابریهای استانی دامن میزند.
نقد این روند به معنای نفی نقش صنعت یا مخالفت با مشارکت اقتصادی آن در توسعه بوشهر نیست. مسئله از جایی آغاز میشود که صنعت فراتر از تولید و سرمایهگذاری، به تنظیمکننده غیررسمی مسیر توسعه بدل میشود و جای سیاستگذار مینشیند، بیآنکه مسئولیت متناظر آن را بر عهده داشته باشد. در چنین شرایطی عدالت استانی آرام و بیهیاهو قربانی میشود. اختصاص اعتبار 800 میلیارد تومانی پتروشیمیها به جنوب بوشهر، بدون اتصال شفاف به برنامه توزیع استانی، بیش از آنکه راهحل باشد، نشانهای از یک خلأ ساختاری عمیق در نظام تنظیمگری توسعه استان است.
نویسنده: حسین دلیر کارشناس رسانهای استان بوشهر
انتهای پیام/