به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، دولت باغچلی یکی از مهمترین و قدرتمندترین رهبران سیاسی ترکیه است. باغچلی در سیاست ترکیه به عنوان شریک مخفی قدرت حاکم، حامل گفتمان ملیگرایانه و مدافع سرسخت سیاستهای امنیتی برجسته است.
تحلیلگران خارجی او را به عنوان یک رهبر عملگرا و استراتژیک توصیف میکنند که گاهی اوقات مانورهای غیرمنتظرهای انجام میدهد. حزب تحت امر او یعنی م.ه.پ یا حزب حرکت ملی گرا، از مجموع ششصد کرسی پارلمان ترکیه، 47 کرسی را در اختیار دارد، اما میزان نفوذ و اثرگذاری او در معادلات سیاسی کشور، فراتر از تعداد کرسیهای حزب است. چرا که از یک سو، در ائتلاف جمهور به عنوان شریک سیاسی اردوغان و حزب عدالت و توسعه شناخته میشود و رئیس جمهور، بدون مشورت با او هیچ تصمیم مهمی را اتخاذ نمیکند. از دیگر سو، به عنوان پیشکسوت و پدرخوانده همه جریانات ملی گرای ترکیه در داخل و خارج ترکیه شناخته میشود.
ویژگی سوم این است که در سه دهه گذشته، باغچلی همواره در جمع نیروهای ارتش و ژاندارمری تا پلیس و سرویس اطلاعاتی میت ترکیه، نفوذ و محبوبیت فراوانی داشته و دارد. گفته میشود، همه نهادهای مدنی ملی گرایان و صدها انجمن پیدا و پنهان راست افراطی ترکیه، از باغچلی فرمان میگیرند و به همین دلیل، او را مهمترین چهره دولت پنهان یا «دولت در سایه» مینامند.

دولت باغچلی حالا هفتاد و هشتمین سالگرد تولد خود را جشن گرفته و رجب طیب اردوغان به این مناسبت، برایش 78 شاخه گل رز فرستاده است.
به باور تحلیلگران، ارسال 78 شاخه گل از سوی اردوغان برای باغچلی، صرفاً یک حرکت دوستانه و مودبانه نبود و در عین حال، به معنی به رسمیت شناختن نمادین قدرت نامتقارن در سیاست ترکیه است. آن هم در شرایطی که برخی روایتهای پشت پرده، حاکی از اختلاف نظر سیاسی بین اردوغان و شریک سیاسی اوست.
روزنامه نگارانِ آشنا با جریان ملی گرایی ترکیه میگویند: راز قدرت باغچلی نه در اقتدار رسمی و اجرایی، بلکه در تعیین دستور کار برای دولت و نهادهای امنیتی، قدرت وتو و انضباط ایدئولوژیک نهفته است.
شاید 78 سالگی در دنیای سیاست، رقم بالایی به نظر نرسد. اما واقعیت این است که سیاست در ترکیه و به ویژه در 10 سال اخیر، باغچلی را بیش از سن خودش فرسوده و خسته کرده و زمانی که در سال 2025 میلادی در بستر بیماری افتاد، کسی انتظار نداشت زنده بماند و به عرصه سخنرانی و کنشگری بازگردد.
البته از آن روز تاکنون، باغچلی به ندرت صحبت میکند و در راه رفتن نیز، غالباً از محافظین و همراهان کمک میگیرد. در نتیجه این سوال برای فعالان دنیای سیاست در ترکیه ایجاد شده که اردوغان و حزب عدالت و توسعه، پس از فقدان باغچلی، چه حال و روزی خواهند داشت.
نظر به جایگاه باغچلی در مناسبات قدرت و نفوذ فکری و فرهنگی او در میان ملی گرایان، در این مطلب، نگاهی میاندازیم به موقعیت فعلی او در جامعه و نهاد سیاست در ترکیه.
وارث معمار ملی گرایی معاصر
باغچلی 78 ساله اهل عثمانیه و از تبار خاندان ترکمانی فتح الله اوغوللاری، دارای مدرک دکترا در رشته اقتصاد است. او هرگز ازدواج نکرده و عمر خود را صرف ترویج اندیشه ملی گرایی ترکی کرده است.

سرهنگ آلپ ارسلان ترکش، از مهمترین چهرههای سیاسی – نظامی ترکیه، با تاسیس حزب حرکت ملی، نقش مهمی در معماری و سازماندهی تفکر ملی گرایی راست افراطی ایفا کرده است.
با آن که دو پسر و یک دختر او نیز در دنیای سیاست فعال بودند، ترکش ترجیح داد شاگرد معتمد خود یعنی دولت باغچلی را به عنوان وارث و رهبر بعدی ملی گرایان انتخاب کند. در نتیجه در 30 سال گذشته، باغچلی همواره یک شخصیت سیاسی مهم بوده و در دولت ائتلافی بلنت اجویت، او و مسعود ییلماز، به عنوان معاون نخست وزیر، ایفای نقش کردند.
ساخت تشکیلاتی منظم در دل جنبش ملی گرایی ترکی توسط باغچلی، حالا از حزب فراتر رفته و بسیاری از بوروکراتها، دادگاهها، دانشگاهها و رسانهها را در برگرفته و در مورد مسائل امنیتی، باغچلی اغلب از دولت جلوتر است، نه عقبتر.
مؤسساتی مانند بنیاد کارنگی، شورای روابط خارجی اروپا و خانه آزادی، اغلب باغچلی را به عنوان شخصیتی توصیف میکنند که: غرایز اردوغان را تقویت میکند، گزینههای اصلاحات را محدود کرده و در عین حال، بازگشت به عقب را پرهزینه میکند. او مانع هرگونه نرمش دموکراتیک است و حتی در پرونده مذاکره با پ.ک.ک و اوجالان نیز، آشکارا به این اشاره کرده که قرار نیست متن جدید قانون اساسی ترکیه، به شکل رسمی به موجودیت هویتی به نام کردها اذعان کند.
به باور بنیاد کارنگی، قدرت باغچلی از چهار منبع ناشی میشود: انضباط بالا و کنترل مطلق بر کادرهای حزب م.ه.پ، زمانبندی دقیق برای طرح موضوعاتی که باعث تغییر فضای فکری – سیاسی ترکیه میشوند، تلاش در تعیین مسیر گفتمان و کنترل روایت در فضای سیاسی ترکیه و وابستهسازی دولت اردوغان به حمایت مداوم.

باغچلی، از ناظر امنیتی تا مربی اخلاقی
پیام رهبر حزب حرکت ملی گرا برای آغاز سال نو میلادی، دربردارنده مفاهیم و موضوعاتی است که سرنخ مهمترین دغدغهها و مبانی فکری او را به دست میدهد.
باغچلی در پیام خود درباره تحولات سیاسی سال جاری میلادی و ارزیابی وقایع سالی که گذشت، چنین نوشت: «ما با اندوه و تأسف شاهد از دست رفتن فزاینده ارزشها و میراث مشترک بشریت در بحبوحه گسترش و تشدید بحرانهای منطقهای و جهانی هستیم. جهان در حال کشیده شدن به میدان جاذبه یک منطق قرون وسطایی نوظهور و عصبی است. کشتی بشریت، که به دلیل درگیریها و رویاروییهای گسترده در اعماق ناآرامیها غرق شده و گاهی اوقات راه خود را گم میکند، در چنگال بیرحمانه یک عدم قطعیت فراگیر و آشفته قرار دارد».
باغچلی در ادامه نوشته است: «فرسایش ارزشهای معنوی و اخلاقی و افزایش مبارزات برای قدرت مبتنی بر زور و خشونت، تقریباً همزمان بشریت را به بحران معنا و ارزشها سوق میدهد. ذهنیت تروریستی صهیونیستی، عامل منحط فجایع انسانی جاری در غزه، یک جنایتکار جنگ و نسلکشی، در مهد امپریالیسم حتی تهاجمیتر میشود و تهدیدی حاد و پیشرفته نه تنها برای خاورمیانه، بلکه برای کل جهان ایجاد میکند».
باغچلی در مورد تحولات غزه، سودان، سومالی، یمن و سوریه اظهار نظر کرده و درباره شبه نظامیان کُرد قسد و انحلال پ.ک.ک نوشته است: «به نفع همه است که قسد و ی.پ.گ بخشی از سوریه باشند، نه ابزاری در دست اسرائیل. در غیر این صورت، عواقب هرگونه ملاحظه ریاکارانه و آمادگی مزمن که شریان امنیتی ترکیه و کشورهای منطقه را نابود کند، برای عاملان و همدستان آنها وخیم خواهد بود. مهمترین تحول سال 2025 بدون شک تحقق هدف ترکیه عاری بدون ترور بود. در ادامه این پروژه، برداشتن گامهای عینی لازم است و نه ایدههای انتزاعی، پوچ و غیرواقعی».
باغچلی در ادامه از تهدیدات امنیتی داعش و سقوط پهپادهای مشکوک در این کشور اظهار نگرانی کرده و خواهان تمرکز مقامات سیاسی و امنیتی، بر استراتژی حفظ امنیت شده است. او همچمین خواستار وحدت و برادری بین ترکها و کردها شده و تلاش برای غلبه بر فرسایش معنوی از طریق اصلاحات عظیم اخلاقی و انسانی در سال 2026 را آرزو و هدف شرافتمندانه ملت مسلمان ترکیه قلمداد کرده است.

در واقع مهمترین سهم سیاسی باغچلی، نقش او در مهندسی مجدد سیستم سیاسی ترکیه بدون شراکت مستقیم در کابینه است. با آن که باغچلی در دوران پیش از قدرت گرفتنِ حزب عدالت و توسعه، از مخالفین و منتقدین اردوغان بود، اما به یک باره زیر میز دولت ائتلافی زده و از اجویت و ییلماز فاصله گرفت و ترکیه را به سمت انتخابات زودهنگام برد و این اقدامش، به شکل غیرمستقیم، حزب عدالت و توسعه را به قدرت رساند.
او بعدها و در سال 2017 میلادی نیز، با حمایت از همهپرسی قانون اساسی 2017 که پارلمانتاریسم ترکیه را به سیستم ریاستی تغییر داد، نقشی حیاتی ایفا کرد و عملاً تبدیل به سیاستمداری شد که قلمروی اقتدار و اختیارات اردوغان را چندبرابر کرد.
با این حال، باغچلی پیرو و مطیع اردوغان نیست و در موضوعات حساسی مانند پرونده پ.ک.ک، امنیت ملی، مداخله نظامی در سوریه، حد و مرزهای قضایی، تعریف «بقای ملی» و مسائلی از این دست، خطوط قرمز را تعیین میکند و دولت از آنها پیروی میکند. لذا برخلاف چیزی که مخالفین اردوغان میگویند: باغچلی «شریک کوچک دولت» نیست و کسی است که نسخه فعالیت سیستم و کلیدواژگان سخنرانیهای اردوغان را دیکته میکند.
«شاه» یا «شاه نِشان»؟ مساله این است
اگرچه دولت باغچلی هرگز نخست وزیر یا رئیس جمهور نبوده، اما در صحنه سیاست ترکیه همواره فردی مقتدر و موثر بوده است. در زبان انگلیسی، برای توصیف افرادی که خودشان شاه نمیشدند اما از قدرت آن برخوردار بودند که فرد دیگری را بر تخت شاهی بنشانند، «شاه ساز» (king maker) خوانده میشوند و با توجه به نقش فعل بر تخت نشاندن، به نظر میرسد معادل فارسی «شاه نِشان»، برای توصیف این موقعیت، بسیار مناسب است.

دولت باغچلی یک شاه نشان است. او در نخست وزیر شدن بلنت اجویت و استمرار نخست وزیری و ریاست جمهوری رجب طیب اردوغان نقش مهمی داشته و علاوه بر این، دهها نفر را به پست وزارت و سفارت، صدها نفر را به پست نمایندگی پارلمان، شهرداری و فرماندهی در ارگانهای نظامی و انتظامی رسانده است.
باغچلی رهبری است که موضع ملیگرایانهاش سرنوشت دولتها را تعیین کرده و عملاً باعث تغییر رویکرد فکری و سیاسی اردوغان و حزب عدالت و توسعه شده است.
حمایت او از اردوغان در انتخابات ریاست جمهوری، تداوم قدرت را تضمین کرد و به عنوان «شریک مخفی قدرت» توصیف میشود. در نتتیجه پیشبینی میشود که در سال 2026 میلادی نیز همچنان به عنوان یک چهره قدرتمند دیده شود و نفوذ خود را در سیاستهای سیاسی و امنیتی حفظ کند.
از حیث تأثیرات اجتماعی نیز باید گفت: لفاظیهای ملیگرایانه باغچلی «جنبش آرمانگرایانه» را به ویژه در میان جوانان ترکیه، زنده نگه داشته و البته به قطبیسازی اجتماعی نیز دامن زده است.
در بخش پایانی این گزارش، به چالشهای مسیر پیش روی باغچلی خواهیم پرداخت و به این موضوع اشاره خواهیم کرد که احتمال فقدان باغچلی برای اردوغان و حزب حاکم ترکیه، چه پیامدهایی خواهد داشت.
ادامه دارد...
انتهای پیام/