به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، واکنش دیرهنگام رئیس جمهور ترکیه به رویدادهای ونزوئلا و ربوده شدن مادورو، مورد انتقاد بسیاری از تحلیلگران قرار گرفت. به ویژه در شرایطی که سه روز پس از این واقعه، اردوغان گفتگوی تلفنی مفصلی با دونالد ترامپ داشت اما ترجیح داد از اتخاذ مواضع انتقادی، خودداری کند.

بسیاری از روزنامهها و شبکههای تلویزیونی ترکیه، به گفتگوی تلفنی بین رجب طیب اردوغان و دونالد ترامپ اشاره کرده و آن را مهم قلمداد کردند.
روزنامه آکشام از جراید نزدیک به حزب حاکم ترکیه نوشت: «این گفتگو به بررسی روابط سیاسی دوجانبه بین ترکیه و آمریکا اختصاص یافت. طرفین فرصتهای همکاری در صنعت دفاعی و گامهایی را که میتوان برای دستیابی به اهداف حجم تجارت بین دو کشور برداشت، ارزیابی کردند. این گفتگو همچنین شامل تبادل نظر در مورد تحولات منطقهای و جهانی، به ویژه در مورد غزه و ونزوئلا بود. گفته شد که رهبران بر اهمیت گفتگو و همکاری در مورد مسائل جاری تأکید کردند».
خود اردوغان نیز پس از جلسه کابینه به خبرنگاران گفته بود: «در جهانی که حاکمیت زور به جای حاکمیت قانون حاکم است، بروز بیثباتی، بحران و درگیری اجتنابناپذیر است. ما به عنوان ترکیه، هرگز خواهان هرج و مرج، آشفتگی یا تنش در منطقه یا هر جای دیگر نیستیم. بنابراین حفظ یک نظام بینالمللی مبتنی بر قانون بسیار مهم است. در جلسه امروز کابینه، پرونده ونزوئلا را با توجه به اطلاعات بهروز شده توسط وزارتخانههای مربوطه خود به طور کامل ارزیابی کردیم. در تماس تلفنیام با رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، نگرانیهای کشورمان را نیز به او منتقل کردم. ما تأکید کردیم که ونزوئلا نباید به بیثباتی کشیده شود. دولت و مردم ترکیه همچنان در کنار مردم دوست ونزوئلا در مبارزهشان برای رفاه، صلح و توسعه خواهند ایستاد».
لحن محافظه کارانه سخنان اردوغان درباره ونزوئلا، نشان داد که او توجه ویژهای به حساسیتهای ترامپ و آمریکا دارد و به جای محکوم کردن، تمایل دارد از عبارتِ نگرانی استفاده کند.

موضع اردوغان در مورد دستگیری نیکولاس مادورو، توسط بسیاری از تحلیلگران به عنوان «سکوت آمیخته با تردید، منفعلانه و استراتژیک» تفسیر شد. این واقعیت که نام ترامپ مستقیماً مورد انتقاد قرار نگرفت، متناقض با ادعای استقلال ترکیه در سیاست خارجی تلقی شد.
فارین پالیسی به این اشاره کرده که «لفاظیهای ترکیه در حمایت از مادورو مابه ازای عملی نداشت و پیداست که اردوغان نمیخواهد روابط با ترامپ را به خطر بیندازد».
گولتکین اویسال رهبر حزب دموکرات ترکیه، از انفعال دولت و وزارت امور خارجه ترکیه انتقاد کرده و گفت: «بیانیه ضعیف وزارت امور خارجه ما، در حد واکنشِ یک مُرده بود! حتی نام ترامپ هم ذکر نشد! این یک آزمون بود».
روزنامه جمهوریت چاپ آنکارا نیز نوشت: «ربودن مادورو آزمونی برای قدرت اردوغان بود. سکوت معادل ریاکاری است».
ال مانیتور نیز نوشت: «اردوغان تعارفات و لفاظیهای خود در مورد دوستی با ونزوئلا را حفظ کرد، اما موضع روشنی علیه ترامپ اتخاذ نکرد».
تحلیلگران منتقد اردوغان در پایگاه تحلیلی خبری تی 24 ترکیه نیز نوشتند: «این میزان از انفعال و سکوت، نشانهای آشکار از شکنندگی در سیاست خارجی ترکیه است».
مراد یتکین از تحلیلگران مشهور ترکیه نیز نوشته است: «یک روز و نیم از ربوده شدن مادورو گذشت تا دولت ترکیه و به ویژه شخص رئیس جمهور اردوغان، درباره این واقعه سخن بگوید. من درباره این موضوع، با پروفسور برهانالدین دوران رئیس ارتباطات ریاست جمهوری و از او پرسیدم: آیا واقعیت دارد که ترامپ، به مادورو پیشنهاد داده بود که برای همیشه در ترکیه زندگی کند؟ او به سوال من پاسخی نداد. اما سخنان سناتور لیندزی گراهام نشان داد که طرح این پیشنهاد، واقعیت داشته است. پس از آن نیز اولین واکنش ترکیه از سوی وزارت امور خارجه بود. از آمریکا نامی برده نشد. انگار طرفین درگیر در مناقشه بودند، به هر دو طرف خویشتنداری توصیه شد! سپس اوزگور اوزل رهبر حزب جمهوری خلق، پیامی در ایکس منتشر کرد و از اردوغان پرسید: مگر نمیگفتی مادورو برادر توست؟ پس چرا از او حمایت نمیکنی؟ این سوال ساده، هفت میلیون بازدید گرفت! نکته جالب اینجاست که پس از انتشار پست انتقادی اوزگور اوزل، بیش از 10 مقام دولت و حزب عدالت و توسعه به میدان آمدند و آن قدر به او حمله کردند که گویی ربودن مادور، نه اقدام آمریکا، بلکه عملیاتی بوده که توسط اوزل و حزب جمهوری خلق انجام شده است!»

خطر بزرگ
ابراهیم کیراز یکی از تحلیلگران مشهور ترکیه، از منظری باز و کلان به موضوع ربوده شدن مادورو پرداخته و به این اشاره کرده که در شرایط کنونی، ترکیه و اردوغان در برابر بازی جدید ترامپ، چه موضعی دارند.
کیراز نوشته است: ربودن نیکولاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا در یک عملیات نظامی و انتقال او به آمریکا «برای محاکمه»، طرح یک ادعای برای اعلام یک «نظم جهانی» جدید است. البته میدانیم که این اولین اقدام اوباشگرانه آمریکاییها نیست. واشنگتن پیش از این نیز تلاش کرده تا از طریق کودتاهای نظامی و روشهای مشابه، دولتها را در بسیاری از کشورها تغییر دهد. با این حال، این بار تفاوت قابل توجهی وجود دارد. ترامپ نیازی به انجام این حمله مخفیانه یا تحت پوشش دیگری احساس نکرد و در عین حال، به تمام جهان اعلام کرد که از نظر او و آمریکا، قوانین بینالمللی موجود دیگر معتبر نیستند. در واقع حرف ترامپ این است: من رئیس جمهور آمریکا هستم، هر کاری که بخواهم انجام میدهم و هیچ کسی نمیتواند در کار من دخالت کند. این یعنی اعلام یک نظم جهانی مبتنی بر قدرت قلدرانه!
ترامپ همچنین علیه 6 کشور دیگر نیز دست به سخنرانی تهدیدآمیز زده و دانمارک را نیز به راحتی تهدید کرد. با آن که دانمارک، یکی از اعضای بنیانگذار ناتو است، ولی ترامپ به سادگی میخواهد بخشی از این کشور را اشغال کند.
او میگوید: اگر دانمارک گرینلند را به صورت مسالمتآمیز به ما ندهد، اقتصادش را فلج خواهم کرد. البته میدانید که ترامپ، حتی درباره کانادا هم ادعاهایی دارد. همه اینها نشان دهنده پایان عمر ائتلاف آتلانتیک است. با این حال، به نظر نمیرسد اعضای ناتو آماده پذیرش این واقعیت باشند. آنها سعی میکنند با آشتیجویی و دست انداختن «رئیس جمهور دیوانه» ترامپ، اوضاع را تا پایان این دوره مدیریت کنند. درست به همین دلیل است که آنها علیه جنایت آمریکا در ونزوئلا، سکوت کردند و حرفی نزدند.
ترکیه نیز سکوت کرد
ابراهیم کیراز در ادامه، انفعال دولت اردوغان در برابر اقدام آمریکا را به چالش کشیده و نوشته است: دیدیم که در برابر این اقدام اوباشگرانه آمریکا، دولت ترکیه نیز سکوت کرد. همچنان که مخالفین اردوغان نیز به درستی اشاره کردند، گنجاندن عبارت «دعوت طرفین به خویشتنداری» در بیانیه وزارت امور خارجه ترکیه، حتی بدتر از سکوت و انفعال بود.
البته باید این واقعیت را هم قبول کنیم که تصمیم دولت اردوغان برای سکوت در برابر قلدری دونالد ترامپ، یک موضع سیاسی قابل درک است. حتی کشورهای اروپایی هم نمیتوانند ریسک عصبانی کردن مردی مانند ترامپ را به جان بخرند!
جالب است، دولت ترکیه که قبلاً مادورو را با افتخار به آنکارا و استانبول آورده، از او میزانی کرده و او را برای بازدید به پشت صحنه سریال تلویزیونی «دیریلیش ارطغرل» برده و قبلاً به او گفته «سرت را بالا بگیر، ما با تو هستیم»، حالا ناچار شده سکوت اختیار کند.
من باید به این نکته نیز اشاره کنم که بسیاری از تصمیمات سیاست خارجی دولت اردوغان در این سالها، دارای اشکال جدی بوده است. به عنوان مثال، حتی در همان دورانی که نیکولاس مادورو مهمان ترکیه بود، درباره او حواشی بسیاری وجود داشت. ما این واقعیت را نادیده گرفتیم که انتخابات 2018 در ونزوئلا سرشار از حاشیه و تقلب بود و مهمان ما به عنوان رهبر تمامیت خواهی شناخته میشد که قدرت را در کشورش غصب کرده بود.
حالا هم ما در موقعیتی قرار داریم که نمیتوانیم به ربوده شدن او اعتراض کنیم! اگر به وضعیت کشورهای اروپایی نگاه کنید، در آنجا نیز نوعی درماندگی شرمآور را میبینید. اروپا شاهد از دست رفتن زمین زیر پایش است، اما فعلاً چارهای جز وقت کشی و بازی با زمان ندارد.
اروپا ترجیح داده راه بیعملی و انفعال را در پیش بگیرد. با این انتظار که چند سال دیگر بگذرد و از این مشکل خلاص شود. با این حال، انتظار بازگشت نظم قدیمی «پس از غلبه بر این فاجعه» به نظر آرزویی بسیار خوشبینانه است.
اگر قرار باشد نظم قدیمی بازگردد، ممکن است همان نظم 378 سال پیش باشد. صلح وستفالی که به جنگ سی ساله در اروپا در سال 1648 پایان داد، نظمی بینالمللی را به ارمغان آورد که ابتدا در قاره اروپا و سپس در سراسر جهان پذیرفته شد.
این نظم که به اقتدار امپراتوری مقدس روم و واتیکان بر دولت-ملتها پایان داد، بر اساس اصول حاکمیت انحصاری دولتها، مصونیت مرزها و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر بود.
در ابتدا، نظم وستفالیایی تنها چارچوبی بود که روابط بین کشورهای اروپایی را پوشش میداد، اما پس از دو جنگ بزرگ قرن بیستم، به عنوان پایه و اساس روابط بینالملل پذیرفته شد. جامعه ملل و سازمان ملل متحد بر اساس هنجارهای وستفالیایی تأسیس شدند.
در طول زمان گذشته، بارها شاهد نقض این اصول از طریق استفاده از زور بودهایم. از جمله میتوان به مداخلات واشنگتن به ویژه در آمریکای جنوبی، یا اشغال و الحاق اخیر شبه جزیره کریمه توسط روسیه اشاره کرد.
با این حال، رویکردی که ترامپ امروز به عنوان یک دکترین ارائه میدهد، رسماً اعلام میکند که هنجارهای وستفالیایی دیگر در روابط بینالملل به رسمیت شناخته نخواهند شد و سیاست قدرت، بار دیگر تعیینکننده است و در اولویت قرار خواهد گرفت. این نظم (یا بینظمی) جهانی جدید، که رسماً توسط ابرقدرت آمریکایی از آن پرده برداری شده، میتواند نویدبخش آیندهای وحشتناک باشد. بنابراین، ما نباید فقط از ترامپ بترسیم، بلکه باید از احتمال چنین آیندهای که در چند قدمی خود ماست، ترس و هراس داشته باشیم.
انتهای پیام/