به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، هفدهم دیماه، فقط سالگرد درگذشت یک قهرمان نیست؛ سالگرد غیبت انسانی است که معیار «پهلوانی» را برای همیشه در این سرزمین بازتعریف کرد. غلامرضا تختی، نامی که هنوز هم با شنیدنش، احترام پیش از افتخار میآید.
تختی قهرمان بود، اما قهرمانیاش به مدالها محدود نشد. او برنده میدانهایی بود که نه سکو داشت و نه تشویق؛ میدان وجدان، اخلاق و ایستادن کنار مردم.
تاریخ ورزش ایران، قهرمان کم ندیده است، اما پهلوان کم داشته. تفاوت تختی با بسیاری از مدالآوران، دقیقاً در همین فاصله است؛ فاصلهای میان «بردن» و «بودن».
تختی در روزگاری زیست که قهرمانسازی آسان بود، اما قهرمانماندن دشوار. او انتخاب کرد که محبوب بماند، نه صرفاً برنده؛ و همین انتخاب، او را جاودانه کرد.
جهانپهلوان، نه فقط روی تشک کشتی، که در کوچههای شهر، میان زلزلهزدگان، کنار فرودستان و در سکوت اعتراضهای نجیبانهاش شناخته شد. مردم، تختی را از زندگی روزمرهشان میشناختند، نه از قاب عکسها.
پهلوانی تختی، از جنس زور بازو نبود؛ از جنس دل بود. دلی که طاقت بیعدالتی نداشت و غرورش اجازه نمیداد انسانیت را قربانی شهرت کند.
شاید راز ماندگاری تختی همین باشد که هیچگاه خود را بالاتر از مردم ندید. او قهرمانِ مردم بود، نه قهرمانی که مردم را تماشاگر خود بداند.
تختی به ما آموخت که اخلاق، زینت قهرمانی نیست؛ ذات آن است. مدال بدون مرام، فلز سردی است که زنگ میزند، اما مرام بیمدال، تاریخ میسازد.
امروز که ورزش حرفهای درگیر پول، قرارداد و برند شده، نام تختی مثل یک تلنگر است؛ یادآوری اینکه میشود بزرگ بود و فروتن ماند، مشهور بود و مردمی.
نسلهای جدید شاید تختی را ندیده باشند، اما تختیمنش را میتوان دید؛ هر جا که ورزشکاری بهجای خودنمایی، دست رقیب را میگیرد، هر جا که اخلاق بر نتیجه غلبه میکند.
تختی فقط متعلق به کشتی نبود؛ او الگویی اجتماعی بود. الگویی برای سیاستمدار، هنرمند، معلم و هر کسی که در جایگاهی قرار میگیرد که «انتخاب» دارد.
انتخاب میان سکوت یا ایستادن، میان منفعت شخصی یا درد جمعی؛ تختی، بارها انتخاب سختتر را برگزید و هزینهاش را هم پرداخت.
شاید به همین دلیل است که سالها پس از رفتنش، هنوز درباره او مینویسیم، میگوییم و به او رجوع میکنیم. تختی، پاسخِ بیکلامِ بسیاری از پرسشهای امروز ماست.
در روزگاری که قهرمانان زود میآیند و زود میروند، تختی مانده است؛ نه بهخاطر مدالهایش، که بهخاطر «موضع»ش در برابر انسان و جامعه.
اگر امروز از تختی میگوییم، برای حسرت خوردن نیست؛ برای یادآوری مسئولیتی است که بر دوش ورزشکاران، مدیران و حتی تماشاگران گذاشته است.
تختی به ما یاد داد که قهرمان واقعی، کسی است که وقتی قدرت دارد، انسانتر میشود؛ نه وقتی که قدرت ندارد.
پنجاهوهشتمین سالگرد درگذشت جهانپهلوان غلامرضا تختی، فرصتی است برای بازخوانی یک مرام؛ مرامی که اگر زنده بماند، ورزش این سرزمین و این استان قهرمانپرور هنوز امید دارد.
تختی رفت، اما پهلوانی را برای همیشه باقی گذاشت.
انتهای پیام/481