به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، سیدعبدالله متولیان در یادداشتی در روزنامه جوان آورده است: در روزهای اخیر، صحنههایی از آشوبهای محدود و چرخشی در برخی شهرها دیده شده است. تیمهای کوچک، آموزش دیده و هماهنگ، تلاش دارند با سوار شدن بر موج نارضایتی اقتصادی، اعتراضات پراکنده را به مواجهههای خشن تبدیل کنند. تغییر میدان از مطالبه به بحران و از نقد به کشته سازی، یعنی ساخت تصویر تکان دهنده برای تحریک افکار عمومی و مصادره روایت. این عملیات سه لایه دارد؛ لایه نخست، بهرهگیری از شکافهای معیشتی است.
خبرسازی پیرامون قیمت ها، برجستهسازی بیاعتمادی و تزریق ناامیدی در شبکههای اجتماعی. لایه دوم، سازماندهی چابک گروههای چندنفره باالگوی «حضورکوتاه، ضربه سریع، خروج فوری» برای القای فراگیری خشونت و لایه سوم، مهندسی رسانهای. تولید و توزیع تصویرهای انتخاب شده با قاب بندی احساسی برای کشتهسازی و برچسب گذاری. این ترکیب، بدون همراهی بدنه اجتماعی پایدار، صرفاً جنگ شناختی است، اما اگر شناسایی و مهار نشود، میتواند به ادراک عمومی ضربه بزند. خطا اینجاست که برخی میدان را صرفاً امنیتی میبینند. آشوب امروز بر مدار «اقتصاد- رسانه- روان» میچرخد. پس پاسخ نیز باید چندمحوره باشد. مواجهه هوشمند: نخست با بازپسگیری روایت آغاز میشود. شفافسازی مستمر درباره روند قیمت ها، تبیین علل و اقدامات اصلاحی و پاسخ سریع به شایعات زنجیرهای. هر دقیقه سکوت، به دهها هزاربازنشر شایعات میانجامد و ادراک را میسازد.
در سطح میدانی، هدف باید هستههای آغازین تجمع باشد، جایی که لیدرهای عملیاتی با تاکتیکهای چرخشی وارد میشوند.
همکاری مردم و به ویژه بسیجیان در شناسایی شبکه نفوذی دشمن، ثبت زمان- مکان تحرکات مشکوک، گزارش الگوی تکرار شونده و پرهیز از مواجهه مستقیم، به چابکی پاسخ و هماهنگی میان نهادهای مسئول وابسته است، ضربه پیشگیرانه زمانی مؤثر است که بر دادههای قابل اعتنا و با رعایت دقیق قانون مبتنی باشد. در لایه اقتصادی، باید فاصله میان تجربه روزانه مردم و پیام رسمی کاهش یابد. نقشه راه کوتاه مدت شامل سه اقدام عملی است؛ یک، اعلام عمومی برنامههای تثبیت و زمان بندی اجرای آنها به صورت ساده و قابل فهم. دو، راه اندازی پنجره واحد پاسخگویی به ادعاهای قیمتی و انتشار گزارشهای هفتگی از شاخصهای کلیدی. سه، هدفگیری دقیق حمایت از دهکهای آسیب پذیر با سازو کارهای پایش شفاف تا پیام ملموس به خانوادهها برسد. وقتی مردم اثر را در سفره ببینند، روایت آشوب قدرت نفوذش را از دست میدهد.
در حوزه رسانه، باید از دفاع انفعالی به حمله روایی گذر کرد. سه خط اقدام مؤثر تولید محتوای کوتاه با تمرکز بر افشای تکنیکهای قاب بندی و کشتهسازی، انتشار روایتهای میدانی از نقش مردم در ناکام کردن تحرکات و ایجاد شبکه هم افزا میان رسانههای انقلابی برای هماهنگی پیام و زمان بندی. اختلاف لحن و پراکندگی پیام، خوراک عملیات روانی است. نکته مهم دیگر، قانونگذاری هوشمند است. محدودیتهای ناکارآمدی که دست نیروهای حافظ امنیت را در چارچوب قانون میبندد، باید به فوریت بازنگری شود. نه برای تشدید تنش، بلکه برای افزایش کارآمدی و پاسخگویی. معیارهای روشنی از تناسب، ضرورت و نظارت عمومی، هم به اعتماد میافزاید و هم میدان را برای سوء استفاده میبندد. قانون مقتدر یعنی امنیت مشروع و امنیت مشروع سرمایه اجتماعی را تقویت میکند.
در نهایت اینکه، این یک دوئل فرسایشی ادراک هاست، نه نبردی که با یک تصویر پایان یابد. دشمن میکوشد با پیوند زدن بحران معیشتی به خشونت صحنه سازی، مسیر را از عقلانیت منحرف کند. پاسخ ما باید ترکیب دقت، سرعت و اخلاق باشد. بازپس گیری روایت با شفافیت، مهار هستههای آشوب با همکاری مردم و نهادها و ترمیم اعتماد با اثرگذاری ملموس در زندگی روزمره. هرگامی که درست برداشته شود، گرهی را باز میکند و یک قاب جعلی را بیاثر. این مسیر به جای هیاهو به ثبات میانجامد و ثبات نام دیگری پیروزی در جنگ شناختی است.
منبع: جوان
انتهای پیام/