به گزارش گروه رسانههای خبرگزاری تسنیم، روزنامه کیهان در ستون خبر ویژه خود آورده است: روزنامه شرق در تحلیلی در اینباره مینویسد:
دولت اخیرا سراغ یکسانسازی و آزادسازی نرخ ارز رفت و حمایت از بخش تولید با ارز ترجیحی را رها کرد، با این توجیه که حمایت را از بخش تولید به مصرف و قسمت نهایی فرایند کالا و خدمات ببرد. بسیاری از تولیدات باید به جای ارز مثلا 28هزار تومانی، ارز شناور آزاد که در دامنهای حدود 150هزار تومان است، تامین مالی کنند. اما نکات زیادی در این مقوله وجود دارد که نزد سیاستگذاران مغفول مانده است. چرا در شرایطی که بسترها فراهم نیست، این دست سیاستها مبنا و معیار قرار میگیرند؟
قبلا در سال 1373 سیاست یکسانسازی نرخ ارز اجرا و تورم عمومی در سال 74 به 50درصد رسید. سبد خانوار علیالقاعده از 10 تا 20 درصد بیشتر تورم داشته است. در آن زمان حتی شرایط تحریم و جنگ در این سطح نبود، آنگاه این سیاست آنچنان بحرانی آفرید. متاسفانه با سادهانگاری تصور میشود که با ارائه سهمیه تهیه چند قلم کالا، معضل مهار میشود.
از سال 1397 تا 1404 حدود صد میلیارد دلار از صادرات غیرنفتی به چرخه تولید اقتصاد ایران برنگشته. چرا؟ چه بنگاههایی متصدی صادرات بودهاند و چرا ندادهاند و از اختلاف ارز ترجیحی با آزاد چگونه در بازار سوءاستفاده شده است؟ کار دولت مگر غیر از برنامهریزی، سازماندهی، اجرا و نطارت بر حسن اجرا و بازخورد اصلاحی احتمالی است؟ بخش عمدهای از معضلات، ناشی از عدم تصمیمگیری و اجرای صحیح فرایند برنامههای دولت است.
برنامه علاوه بر محتوا، دارای بخش اجرا، نظارت و بازخورد اصلاحی است. همه اجزای فرایند باید خوب عمل کنند تا نتایج مطلوب و رضایتبخش حاصل شود، متاسفانه این زنجیره معیوب است.
شرق میافزاید: تزریق پول را باید با رشد تولید هماهنگ کرد. به این منظور سرمایهگذاری و تولید باید پشتیبانی شود. آیا سیاست آزادسازی ارز و واردات بیرویه، حمایت از بخش تولید در اقتصاد ایران است؟!
عمدتا وزارت صمت یا کشاورزی، همچنین نهادهایی مانند اتاق بازرگانی، باید اسباب ارزآوری را فراهم کنند تا عرضه با تقاضای ارز در اقتصاد از مجرای بانک مرکزی تنظیم شود.
به عنوان مثال، به جز وزارت صمت و کشاورزی، وزارت نیرو، همچنین دستگاههایی مثل شستا و صندوق بازنشستگی و مانند اینها، از یکسو و سازمان برنامه، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی از سوی دیگر باید هماهنگ عمل کنند. نمیشود جهادکشاورزی به سمتی برود که برنج و گندم وارد کند و ارزبری را موجب شود. سبد کشت بهینه را نتواند مدیریت کند، یا وزارت صمت نتواند با سیاستهای تشویقی، صنایع را به سمت صادرات و ارزآوری ترغیب کند، همچنین اصناف نتوانند ارز حاصله را با قیمت صحیح وارد کنند.
طرف عرضه ارز در بازار پول خوب کار نمیکند و بازیگران آن عمدتا دولتیها و خصولتیها هستند و به میل آنها رشد کرده است. تا زمانی که تبدیل ارز به پول ملی در داخل به روش صحیح انجام نمیشود، طرف عرضه ارز نقش خود را نمیتواند ایفا کند.
ارزآوران کلان متکثر نیستند و غالبا به بخش عمومی تعلق دارند. اینها ارز خود را کجا عرضه میکنند؟ صرف چه چیزهایی میکنند؟ بعضی فعالیتها، ارزشافزوده ایجاد نمیکند، موجب تزریق پول در جامعه میشوند، اما معادل رشد نقدینگی، در جامعه تولید چرخش نمیکند!
نباید با تصمیمات غلط اقتصادی، وضعیت را بدتر کنیم. در شرایطی که اقتصاد باید مدیریت شود آزادسازی منجر به ایجاد بحران مضاعف میشود. راه درست، مدیریت منابع و مصارف در فرآیند کامل، از تصمیمگیری بر پایه مطالعات علمی تا اجرا و نظارت با روشهای صحیح است. ضعف مدیریتی را باید با آزادسازی و رها کردن اقتصاد پوشش نمیدهند.
منبع: کیهان
انتهای پیام/