خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: حکمت اصلی در اداره کشور این است که اولویت اصلی باید روی آبادکردن زمین و کمک به رونق کسبوکار مردم باشد. اگر زمامدار صرفا به فکر جمعآوری مالیات باشد، در واقع دارد منبع درآمد آینده خودش را نابود میکند. یک سرزمین آباد و مردمی که توان تولید دارند، برای سردمداران هر سرزمینی منبع ثروت واقعی هستند؛ هر حرصی برای جمعآوری سریع مالیات، باعث خرابی و فقر میشود و در نهایت کار آن حاکم دوامی نخواهد داشت.
در شرایط سخت، مثل خشکسالی یا سیل که به مزارع آسیب میزند، وظیفه اصلی این است که از گرفتن مالیات کم شود تا مردم بتوانند دوباره سرپا شوند. نباید بابت این مساعدتها افسوس خورد؛ چون این کمکها در واقع سرمایهگذاری روی آینده خود حکومت است. وقتی مردم ببینند که مسئولان در سختیها کنارشان بوده و با عدالت رفتار میکنند، اعتمادشان بیشتر میشود و برای آبادی قلمرو او تلاش میکنند. این مهربانی و اعتماد، پشتوانهای قویتر از تحکّم است که در آینده باعث میشود مردم با جان و دل، سختیها و مسئولیتهای بزرگتری را به خاطر حاکم خود بپذیرند.
بخشهایی از نامه تاریخی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به مالک اشتر، به تبیین یکی از بنیادیترین اصول اداره کشور میپردازد که عبارتند از تقدم «عمران و آبادانی» بر «دریافت مالیات».* این فراز که ناظر به سیاست اقتصادی و رابطه حاکمیت با تولیدکنندگان و مردم است، همچنان از ظرفیت بالایی برای تحلیل مسائل حکمرانی معاصر برخوردار است.
امام علی علیهالسلام در این نامه، خراج و نظام مالیاتی را ستون اصلی اداره جامعه معرفی میکند، اما بلافاصله هشدار میدهد که بقای این ستون، وابسته به حال و توان مردم است. از نگاه ایشان، اصلاح نظام مالی بدون اصلاح وضعیت معیشتی و تولیدی مردم ممکن نیست؛ چرا که همه اقشار جامعه، مستقیم یا غیرمستقیم، به اقتصاد مولد و اهل آن وابستهاند. بنابراین هر سیاست مالی که به تضعیف تولیدکننده بینجامد، در نهایت کل جامعه و خود حاکمیت را دچار بحران میکند.
در بخش دیگری از این نامه، امیرالمؤمنین علیهالسلام صراحتاً به مالک اشتر دستور میدهد که نگاه او به آبادانی زمین باید عمیقتر و جدیتر از نگاهش به دریافت مالیات باشد. این گزاره، یک قاعده روشن در حکمرانی اقتصادی است: «درآمد پایدار، محصول رونق تولید است، نه فشار مالیاتی.»
امام هشدار میدهد که طلب مالیات بدون توجه به عمران، به ویرانی شهرها و نابودی مردم میانجامد و چنین حکومتی حتی اگر در کوتاهمدت موفق به جمعآوری منابع شود، دوام نخواهد داشت.
در ادامه، امام علی علیهالسلام به مصادیق شرایط بحرانی اشاره میکند؛ از خشکسالی و سیل گرفته تا کمآبی و آسیبهای طبیعی که توان تولید را کاهش میدهد. در چنین شرایطی، زمامداران موظفاند از بار مالیات بکاهند تا مردم بتوانند دوباره روی پای خود بایستند. این کاهش، نه یک خسارت، بلکه به تعبیر امام، «ذخیره»ای برای آینده حکومت است؛ ذخیرهای که در قالب آبادانی سرزمین، افزایش توان اقتصادی و همراهی اجتماعی به حاکم بازمیگردد.
این نامه همچنین بر یک سرمایه مهم اما نامرئی تأکید دارد: «اعتماد عمومی». امام علی علیهالسلام تصریح میکند که عدالت و رفق حاکم با مردم، آنان را به همراهی عادت میدهد؛ بهگونهای که در بزنگاههای دشوار، جامعه با رضایت و طیبخاطر بار مسئولیتهای سنگینتر را نیز بر دوش میکشد. از نگاه ایشان، آبادانی سرزمین ظرفیت تحمل فشارهای مقطعی را دارد، اما تنها زمانی که مردم دچار فقر و استیصال نشده باشند.
در جمعبندی این بخش از نامه، امیرالمؤمنین ریشه اصلیِ خرابی سرزمینها را نه در کمبود منابع، بلکه در حرص حاکمان برای جمعآوری مال، بدبینی آنان به ماندگاری قدرت و بیاعتناییشان به عبرتهای تاریخ میداند. تحلیلی که نشان میدهد بحرانهای اقتصادی، بیش از آنکه طبیعی باشند، محصول خطاهای حکمرانیاند.
ِ---------------
* متن نامه: وَ تَفَقَّدْ أَمْرَ الْخَرَاجِ بِمَا یُصْلِحُ أَهْلَهُ فَإِنَّ فِی صَلَاحِهِ وَ صَلَاحِهِمْ صَلَاحاً لِمَنْ سِوَاهُمْ وَ لَا صَلَاحَ لِمَنْ سِوَاهُمْ إِلَّا بِهِمْ لِأَنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ عِیَالٌ عَلَى الْخَرَاجِ وَ أَهْلِهِ وَ لْیَكُنْ نَظَرُكَ فِی عِمَارَةِ الْأَرْضِ أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِكَ فِی اسْتِجْلَابِ الْخَرَاجِ لِأَنَّ ذَلِكَ لَا یُدْرَكُ إِلَّا بِالْعِمَارَةِ وَ مَنْ طَلَبَ الْخَرَاجَ بِغَیْرِ عِمَارَةٍ أَخْرَبَ الْبِلَادَ وَ أَهْلَكَ الْعِبَادَ وَ لَمْ یَسْتَقِمْ أَمْرُهُ إِلَّا قَلِیلًا فَإِنْ شَكَوْا ثِقَلًا أَوْ عِلَّةً أَوِ انْقِطَاعَ شُرْبٍ أَوْ بَالَّةٍ أَوْ إِحَالَةَ أَرْضٍ اغْتَمَرَهَا غَرَقٌ أَوْ أَجْحَفَ بِهَا عَطَشٌ خَفَّفْتَ عَنْهُمْ بِمَا تَرْجُو أَنْ یَصْلُحَ بِهِ أَمْرُهُمْ وَ لَا یَثْقُلَنَّ عَلَیْكَ شَیْءٌ خَفَّفْتَ بِهِ الْمَئُونَةَ عَنْهُمْ فَإِنَّهُ ذُخْرٌ یَعُودُونَ بِهِ عَلَیْكَ فِی عِمَارَةِ بِلَادِكَ وَ تَزْیِینِ وِلَایَتِكَ مَعَ اسْتِجْلَابِكَ حُسْنَ ثَنَائِهِمْ وَ تَبَجُّحِكَ بِاسْتِفَاضَةِ الْعَدْلِ فِیهِمْ مُعْتَمِداً فَضْلَ قُوَّتِهِمْ بِمَا ذَخَرْتَ عِنْدَهُمْ مِنْ إِجْمَامِكَ لَهُم وَ الثِّقَةَ مِنْهُمْ بِمَا عَوَّدْتَهُمْ مِنْ عَدْلِكَ عَلَیْهِمْ وَ رِفْقِكَ بِهِمْ فَرُبَّمَا حَدَثَ مِنَ الْأُمُورِ مَا إِذَا عَوَّلْتَ فِیهِ عَلَیْهِمْ مِنْ بَعْدُ احْتَمَلُوهُ طَیِّبَةً أَنْفُسُهُمْ بِهِ فَإِنَّ الْعُمْرَانَ مُحْتَمِلٌ مَا حَمَّلْتَهُ وَ إِنَّمَا یُؤْتَى خَرَابُ الْأَرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا وَ إِنَّمَا یُعْوِزُ أَهْلُهَا لِإِشْرَافِ أَنْفُسِ الْوُلَاةِ عَلَى الْجَمْعِ وَ سُوءِ ظَنِّهِمْ بِالْبَقَاءِ وَ قِلَّةِ انْتِفَاعِهِمْ بِالْعِبَر.
«و کار خراج (مالیات) را به گونهای رسیدگی کن که به نفع مردم آن سامان باشد؛ زیرا در اصلاح مالیات و اصلاح مردم آن، خیر و صلاح دیگران نیز هست و بدون اصلاح حال آنها، حال هیچکس دیگر اصلاح نخواهد شد؛ چرا که تمام مردم، وابسته به خراج و مردم آن منطقه هستند.
باید که توجه تو به آبادانی زمین، از توجهت به جمعآوری خراج مهمتر باشد؛ زیرا آبادانی تنها با کشت و زرع به دست میآید. هر کس مالیات را بدون آبادانی طلب کند، شهرها را ویران و مردم را به هلاکت میاندازد و کارش جز برای مدت کوتاهی درست نخواهد بود.
پس اگر مردم از سنگینی مالیات شکایت کردند، یا از آسیبی که به آنها رسیده، یا از قطع شدن آب (کشاورزی)، یا از زمینی که سیل آن را برده، یا خشکسالی که به آن ضرر زده، تو باید از آنها کم کنی به اندازهای که امید داری با آن، کارشان درست شود. هیچگاه از چیزی که با آن سختی و هزینه را از دوششان برداشتی، ناراحت مباش؛ چرا که این خود ذخیرهای است که با آن به تو باز میگردند: در آبادانی سرزمینت و زیبایی قلمرو حکومتیات. این کار علاوه بر این است که ستایش نیکوی آنها را به دست میآوری و با تکیه بر نیروی جمعآوری شده از آنها، به عدالتگستریات افتخار خواهی کرد.
و اعتماد مردم به تو از آن است که آنها را به عدالت و نرمی خود عادت دادهای. چه بسا پیشامدهایی رخ دهد که اگر در آن زمان بر پشتیبانی و تحمل آنها تکیه کنی، با رضایت کامل بپذیرند.
زیرا آبادی و عمران (سرزمین) تحمل میکند آنچه را که بر آن بار کنی، و خرابی زمین تنها از ناتوانی و تنگدستی مردم آن ناشی میشود. و مردم آن زمان ناتوان میشوند که حاکمان به جمعآوری (مال) طمع داشته باشند، و بدگمان به ماندگاری خود شوند، و از پندها و عبرتها بهرهای نگیرند.»
انتهایپیام/